اصول و قواعد حاکم بر نظام حقوق زن

حق تحصیل

گفته شده، زن مى‏تواند به صورت شرط ضمن العقد، حق تحصيل، شغل و... را از شوهر دريافت كند. چرا اسلام اين اختيارات را حق طبيعى زن ندانسته و زن بايد براى دريافت آنها شرط ضمن‏العقد كند، و گرنه از اين اختيارات محروم است؟

خانواده يك واحد اجتماعى است؛ پس ناگزير بايد داراى نظم و انضباط باشد تا به هرج و مرج مبتلا نگردد و وحدت آن حفظ شود. از سوى ديگر اساس خانواده را محبت، عاطفه و دوستى تشكيل مى‏دهد. بر اين اساس، درباره مسائل خانوادگى در مرحله نخست بايد با مشورت دو طرف و يا همه اعضاى خانواده تصميم‏گيرى شود، ولى در مواردى كه اختلاف نظر دارند و با مشورت و همفكرى به نتيجه واحدى نمى‏رسند، تصميم‏گيرى نهايى با مرد است به دليل آنكه مديريت خانواده با او است. واضح است كه لازمه يك واحد منسجم و منظم، هماهنگى ورود و خروج و نحوه فعاليت‏هاى ساير اعضا با مديريت آن واحد است.

تفاوت حقوق زن و مرد در ارث و حق طلاق

علت تفاوت حقوق زن و مرد از جمله در مسأله ارث و حق طلاق چيست؟

معرفى و تفسير يك موجود از موجودات جهان در گرو شناخت كل نظام هستى است زيرا نظام هستى به عنوان يك مجموعه به هم پيوسته و در حال حركت به سوى كمال مطرح است. نظام هستى، نظام احسن و اكمل است ولى هيچ موجودى را نبايد جداى از كل آفرينش تفسير كرد. مسأله جنسيت در نظام هستى، سريان دارد، ذكوريت و انوثيت مخصوص انسان نيست؛ بلكه در تمامى موجودات آفرينش حتى جمادات، گياهان، حيوانات وجود دارد. اتم‏ها و الكترونها نيز بر گرد هسته مركزى با همان خصوصيت جنسيت و زوجيت مى‏چرخند. زن نيز مانند مرد مى‏تواند مراحل عاليه كمال را طى كند.

بایدها و نبایدهای مشارکت سیاسی اجتماعی زنان

مشاركت سياسي-اجتماعي زنان در يك جامعه اسلامي چگونه بايد باشد؟ اين مشاركت بر چه اصولي بايد پايبند باشد؟ در قرآن هم در مورد اين موضوع چيزي آمده است؟ لطفا منبع معرفي كنيد.

بحمدالله از بعد از وقوع انقلاب اسلامي تا کنون، زنان کشورمان به صورت گسترده و چشمگيري در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي حضور دارند به نحوي که به هيچ وجه قابل مقايسه با زمان قبل انقلاب و ساير کشورهاي منطقه نيست، اما در عين حال نگاهي به اهداف والاي نظام و انقلاب اسلامي و مقايسه آن با واقعيات موجود بيانگر ايناست که زنان به مراتب مي توانند نقش و کارکردهاي مهم تر و فعال تري در جامعه ايفا نمايند. جهت دستيابي به چنين هدفي راهکارهاي متعددي وجود دارد که برخي از آنها در حال حاضر موجود و نيازمند تقويت و يا اصلاح است و برخي نيازمند ايجاد و نوآوري است.
برخي از مهم ترين اين راهکارها عبارتند از:

تناسب احکام و حضور گسترده زنانه -تغيير احكام زنان

با توجه به حضور گسترده زنان در فعاليت هاى جامعه آيا زمان تغيير بعضى از احكام فقهى (ديه و ارث و...) فرا نرسيده است؟

احكام شرعى بر اساس مبانى خاصى كه همان مصلحت ها و مفسده هاى نهفته در موضوع آن احكام است، وضع شده اند و مادامى كه آن مبانى و مصالح و مفاسد تغيير نيافته باشد احكام مبتنى بر آن نيز ثابت خواهد بود. از اين رو، ثبات احكام شرعى و تغيير آن ها بر اساس ملاكات و مبنايى ويژه اى است كه براى روشن بينى در اين باره توجّه شما را به چند نكته مهم جلب مى كنيم.
1. احكام الهى بر اساس پيش نگاه و حتى پس نگاه واقع بينانه و فراگير، انجام آن ها داراى مصالح و ترك آن ها موجب مفاسد مى باشد. از اين رو بايد بيشترين تلاش را براى استنباط حكم الهى انجام داد و به آن پايبند بود.
2.

تغيير احكام ديه -برابري ديه زن و مرد -فقه و مقتضيات زمان

واقعاً چه اشكالى دارد كه با توجه به شرايط زمان، ديه مرد و زن برابر باشد؟ اينكه احكام جزايى اسلام كه به وضوح در قرآن آمده است (مثل صد ضربه شلاق براى زناكار مرد يا زن) آيا شامل مرور زمان نمى شود يا قابليت تغيير آن وجود ندارد؟

پويايى فقه اسلام به معناى آن است كه در فقه اسلامى بن بست وجود ندارد همه موضوعاتى كه در گذر زمان پيش روى فرد مسلمان يا جامعه قرار مى گيرد در دين اسلام داراى راهكار منطبق بر مصالح و مفاسد واقعى اوست. در فقه اسلام با اتّكا بر آموزه هاى اسلامى مقتضيات خير و شر زمان و مكان به خوبى تشخيص داده مى شود و بر اساس مصالح و مفاسد حكم مقتضى صادر مى شود.
پويايى اجتهاد و فقه اسلامى به خاطر چند ويژگى منحصر به فرد تعبيه شده در آموزه هاى اسلامى است كه اين امكان را مهيّا مى كند كه به نيازها و پديده هاى ثابت و متغير انسان و جامعه بشرى به نحو شايسته اى پاسخگو باشد.