حقوق قضایی

حقوق قضایی و کیفری

با توجه به تساوى حقوق زن و مرد، اعدام نشدن مرد به خاطر كشتن زن را چگونه توجيه مى‏كنيد؟ و چگونه با كرامت و ارزش زن سازگار است؟

نخست بايد دانست؛ بر خلاف آنچه در اذهان برخى مردم وجود دارد و همچنين بر خلاف ديدگاه حقوقى كشورهاى غيراسلامى كه از ديه به عنوان «خون بها» ياد مى‏كنند مقدار ديه معيار ارزش و منزلت و بهاى شخص آسيب ديده نيست چراكه منزلت همه انسان‏ها (اعم از زن و مرد) به اعمال صالح و تقواى الهى است(1) كه در اين جهت جنسيت افراد هيچ نقشى ندارد. از نظر اسلام بهاى خون انسان با بيشترين دارايى‏ها و ثروت‏ها نيز قابل مقايسه و جبران نيست و اصلاً قابل ارزش‏گذارى مادّى نيست.
قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد:
«مَن قَتَلَ نَفساً بِغَيرِ نَفسٍ أَو فَسادٍ فِى الأَرضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمِيعاً وَ مَن
أَحياها فَكَأَنَّما أَحيَا النّاسَ جَمِيعاً»( 2)؛
«هر كس كسى را - جز به قصاص قتل يا [به كيفر ]فسادى در زمين - بكشد، چنان است كه گويا همه مردم را كشته باشد».

images5555.jpg

قیاس در دیه

با توجه به اينكه بين زن و مرد در ديه انگشتان تا 3 انگشت تفاوتى بين زن و مرد نيست، چرا در 4 انگشت تفاوت قائل شده‏اند؟

گاهى اين سؤل به طور جدّى مطرح مى‏شود كه چرا براى قطع سه انگشت زن، به اندازه سه انگشت مرد، ديه تعيين شده است ولى براى چهار انگشت، ديه آن برابر با قطع دو انگشت مرد مى‏شود، از اين رو «ابان‏بن تغلب» كه از فقهاء مطرح و پُرآوازه و راوى اين روايت است تعجّب كرده، اظهار مى‏دارد در كوفه اين حكم را براى ما نقل كردند ما آن را نپذيرفتيم و حكمى شيطانى مى‏پنداشتيم.
امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «مهلاً يا ابان» أبان بن تغلب اين قدر تند نرو، كمى تأمل كن، احكام الهى تعبدى است كه با عقل بشرى به خاطر محدوديت‏هاى آن نمى‏توان به همه ابعاد و زوايا و عمق مصالح نهفته در آن پى‏برد. اگر ديه فقط به لحاظ خسارت بود، بين انگشت‏هاى زن و مرد تفاوتى نبود اما ماهيت ديه چنين نيست. بلكه كاركردها و جهت‏دهى‏هاى ديگرى در آن نهفته است. 1

images5555.jpg

قصاص مرد قاتل زن با پرداخت بخشی از دیه مرد

يكى از مسائلى كه مورد انتقاد قرار گرفته، قصاص مشروط مرد در قبال قتل زن است. سؤال اين است كه چرا اگر مردى، زنى را به قتل رساند، اولياى مقتول بايد مازاد ديه را بپردازند تا بتوانند قاتل را قصاص نمايند؟

احكام اسلام در مورد خانواده و روابط درونى آن را بايد در مجموعه احكام ملاحظه نمود نه در يك زاويه و يك بعد آن. مثلا در اسلام حق ولايت و سرپرستى بر دوش مرد گذاشته شده؛ چون حق نفقه و تأمين هزينه نيز بر دوش او نهاده شده است. ثانياً گرچه از جنبه برخى حقوق مرد داراى امتيازاتى است ولى از نظر روحى و روانى فرزند وابستگى شديدى به مادر دارد به گونه‏اى‏كه نوعا فرزندان در كنار مادر مى‏مانند و روابط خود را با او حفظ مى‏كنند. ثالثا سفارش‏هايى كه در مورد مادر و حفظ حرمت و رعايت او شده است قابل مقايسه با آنچه در مورد پدر آمده است نيست. رابعاً مساله نزاع بر سر سرپرستى فرزند بالاخره بايد به نوعى حل شود يا بايد فرزند را در اختيار مادر گذاشت و يا در اختيار پدر؛ چون بر فرض جدايى راهى جز اين نيست كه در اختيار يك نفر باشد.

images5555.jpg

حبس زن زناکار

در مورد حبس زن زناكار در منزل در آيه 14 سوره نساء توضيح دهيد.

قبل از آن كه حكم حد زناكار نازل شود و شرايط براى ابلاغ و اجراى آن فراهم گردد حكم زن زناكار حبس وى در خانه بوده است. البته با نزول آيات سوره نور و حكم صد ضربه شلاق براى زناكار غيرمحصن حكم قبلى منسوخ گرديد. آيه اين است:
«وَ اللاَّتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً»؛

تفاوت حكم سنگ‏سار -رجم و سنگسار در اسلام

به چه دليلى مرتكب زناى محصن را سنگسار مى كنند؟ بر اساس كدام آيه قرآن است؟ آيا هر دو نفر را سنگسار مى كنند يا فقط زن را؟

قبل از هر چيز بايد دانست مقصود از زناى محصنه، زناى زن يا مرد داراى همسر است، ممكن است هر دو طرف محصنه باشند (در صورتى كه هم زن داراى شوهر باشد و هم مرد داراى زن) و ممكن است فقط يك طرف محصنه باشد و طرف ديگر غيرمحصنه.
در مورد حكم رَجم، آيه اى در قرآن مجيد به صراحت نيامده است. هم چنان كه بسيارى از احكام مسلّم شرعى مانند چگونگى غسل، تعداد ركعات نماز و صيغه عقد ازدواج در قرآن نيامده است. البته ضرورتى هم ايجاب نمى كند كه تك تك احكام شرعى به صورت مبسوط در قرآن ذكر شود. چون قرآن كريم كتاب احكام و توضيح المسائل نيست گرچه احكام فراوانى را نيز در بر دارد.

ديه قطع انگشت زن -قياس در ديه

با توجه به اينكه بين زن و مرد در ديه انگشتان تا 3 انگشت تفاوتى بين زن و مرد نيست، چرا در 4 انگشت تفاوت قائل شده اند؟

گاهى اين سؤال به طور جدّى مطرح مى شود كه چرا براى قطع سه انگشت زن، به اندازه سه انگشت مرد، ديه تعيين شده است ولى براى چهار انگشت، ديه آن برابر با قطع دو انگشت مرد مى شود، از اين رو «ابان بن تغلب» كه از فقهاء مطرح و پُرآوازه و راوى اين روايت است تعجّب كرده، اظهار مى دارد در كوفه اين حكم را براى ما نقل كردند ما آن را نپذيرفتيم و حكمى شيطانى مى پنداشتيم.
امام صادق عليه السلام فرمودند: «مهلاً يا ابان» أبان بن تغلب اين قدر تند نرو، كمى تأمل كن، احكام الهى تعبدى است كه با عقل بشرى به خاطر محدوديت هاى آن نمى توان به همه ابعاد و زوايا و عمق مصالح نهفته در آن پى برد.

تفاوت زن و مرد درقصاص -قصاص قاتل زن‏

با توجه به تساوى حقوق زن و مرد، اعدام نشدن مرد به خاطر كشتن زن را چگونه توجيه مى كنيد؟ و چگونه با كرامت و ارزش زن سازگار است؟

نخست بايد دانست؛ بر خلاف آنچه در اذهان برخى مردم وجود دارد و همچنين بر خلاف ديدگاه حقوقى كشورهاى غيراسلامى كه از ديه به عنوان «خون بها» ياد مى كنند مقدار ديه معيار ارزش و منزلت و بهاى شخص آسيب ديده نيست چراكه منزلت همه انسان ها (اعم از زن و مرد) به اعمال صالح و تقواى الهى است «ان اكرمكم عندالله اتقاكم»، (حجرات (49)، آيه 13). كه در اين جهت جنسيت افراد هيچ نقشى ندارد.

شهادت و گواهي زنان

فلسفه اينكه شهادت زن در بعضى از موارد به تنهايى يا به طور كلى پذيرفته نيست چيست؟

نخست بايد دانست؛ شهادت پيش از آنكه يك حق و امتياز باشد، يك تكليف اجتماعى است كه سود و ضرر آن به ديگران برمى گردد. طرح دعوى و اثبات آن سه دسته است: 1. ادعا، 2. اقرار، 3. شهادت و گواهى.
گاهى كسى ادعا مى كند فلان چيز مال من است و گاهى ادعا مى كند فلان كار ناروا را انجام داده ام و مسئول خسارت هستم و گاهى نه به سود خود و نه به ضرر خود، بلكه به سود كسى عليه كسى ديگر شهادت مى دهد.
در مسئله ادّعا كه بازگشت سود آن به خود مدّعى است زن و مرد مساوى اند و در مسئله اقرار نيز كه بازگشت ضرر آن به خود اقراركننده است، تفاوتى وجود ندارد.