زن در قرآن

حور العین و زنان

در آیات قرآن کریم به عنوان پاداش از حور العین نام برده اند. یعنی فقط مردان از این نوع پاداش‌ها دریافت می‌کنند و زنان از این پادش محروم هستند؟ چرا بین زن و مرد در پاداش و جزای اخروی تبعیض وجود دارد؟

hoor.jpg
در سوره نحل، آیه 97 آمده: «هر کس از مرد یا زن که عمل شایسته انجام دهد و مؤمن باشد او را به زندگی نیکو زنده می‌گردانیم و هر آینه آنها را به بهتر از آنچه عمل می‌کردند پاداش می‌دهیم.»

مردان و خطاب خداوند

دریک نگاه اجمالی به آیات قرآن به نظر می‌رسد که در این آیات تنها مردان مورد خطاب خداوند بوده اند و به زنان توجهی نشده است. دستورات و پاداش‌های الهی در مورد مردان آمده و زن در مورد پاداش بی نسیب است. حتی اسامی و افعال مربوط به خداوند هم به صورت مذکر آمده است. آیا این برداشت نشان از بی عدالتی خداوند نیست؟

قرآن کریم معجزه پیامبر اکرم(ص) به عنوان پیامبر آخرالزمان است و نکات ریز و درشت و پیدا و پنهانی دارد. بنابراین می‌توان چرایی مذکر بودن برخی افعال و ضمایر را در آیات به این صورت توضیح داد:
الف) در همه زبان‌ها و نزد همه قانون گذاران، آن گاه كه می‌خواهند قوانين عمومي وضع كنند از لفظ و ضمير مذكر استفاده می‌كنند و علت آن به چند چیز بازمی‌گردد:

تبعیض در قرآن در مورد زن و مرد و تبعات آن

چرا در قرآن و احاديث در دنيا و آخرت هميشه از مردان حمايت شده چرا بين زن و مرد فرق قائل شده است؟ در قرآن بارها و بارها از حوريان بهشتي صحبت شده و در دنيا مردان مي توانند تا 4 زن اختيار كنند و يا زن صيغه كنند ولي زن ها نمي توانند، من اصلا نمي خواهم بگم ما هم اين حق را مي خواهيم ولي اين همه مشكل كه ما الان در جامعه داريم از همين حرفهاي اسلام كه مردها مي گويند ما حق داريم و از نظر شرع گناه نيست. مخصوصا من مي خواهم در مورد حوري هاي بهشتي بدانم كه فقط در اختيار مردها است چرا زن ها ندارند؟

قبل از اينکه به جواب پرسش شما در مورد حورالعين بپردازيم به اين نکته اشاره اي گذرا مي نماييم که نظام حقوقي ارائه شده از طرف اسلام در مورد زن ومرد بر اساس مصالح و مفاسد واقعي بنا نهاده شده است که تمام ابعاد و استعداد هاي وجودي انسان در ان لحاظ شده است. زن و مرد داراي نکات مشترک و متفاوت تکويني هستند نکات مشترک آنها حقوق و تکاليف مشترکي را براي انها پايه ريزي مي کند و تمايزات وجودي سبب تعريف برخي حقوق متفاوت مي شود.

آیه پاداش به زنان در قرآن

در سوره واقعه آيات 34 -37 ويژگي زنان بهشتي است. آيا آيه اي است كه خداوند به زنان هم كه در دنيا خيلي باايمانند پاداش اينچنين دهد ... چون در حفظ ايمانم خيلي تلاش مي كنم. مي خواهم خوب بدانم كه ما زنها چه پاداشي داريم؟

در پاسخ به این پرسش توجه به چند نکته لازم است :
1- در بسیاری از آیات زن و مرد مومن در کنار یکدیگر ذکر شده اند و پاداش آنها یکسان بیان شده است : إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً (احزاب - 35)

فعالیت اجتماعی زنان و قبض وبسط آن در قرآن و سنت

نظر قرآن و سنت درباره شركت زنان در اجتماع و مكانهاي عبادي چيست؟ (مقايسه قديم و امروزه) در اين زمينه برخي احاديث (كتاب حليه المتقين) رفتن زنان به حمام عمومي و حتي مساجد را منع كرده است.

در مورد رواياتى كه بهترين مسجد زنان را خانه‏هايشان معرفى كرده بايد چند نكته را در نظر داشت: الف) اين روايات در بردارنده حكمى كلى و استثنا ناپذير نيستند؛ به عبارت ديگر بسيارى از احكام قانونى شريعت در بادى نظر ظاهرى مطلق و كلى دارند. ولى غالبا مخصصات و مقيداتى در ديگر منابع احكام دارند كه با توجه به آنها دايره حكم ضيق و محدود مى‏گردد. ب) در پرتو امر فوق چنين به دست مى‏آيد كه: اولا: اين روايات هرگز منع كننده حضور زن در صحنه اجتماع بويژه در موارد لزوم مانند شركت در راهپيمايى‏ها تحصيل دانش و... با رعايت شوءون اسلامى نيست. از همين رو فقهانيز چنين مواردى را نه تنها منع ننموده‏اند.

اجازه تعدد زوجات در قرآن و حکمت آن

آيا در قرآن آيه‏اى وجود دارد كه به مردان اجازه ازدواج با چند زن را داده باشد؟ شرايط آن چيست؟ آيا اين قانون دست مردان هوسباز را باز نمى‏كند؟ حكمت اين قانون چيست؟

جهت پاسخ به اين پرسش بايد دانست؛ قبل از اسلام برخى از مردم، دختران يتيم را جهت تكفّل و سرپرستى به خانه خود مى بردند و بعد با آنها ازدواج كرده و اموال آنها را هم تملّك مى كردند و چون همه كارها دست آنان بود حتى مهريه آنها را هم كمتر از معمول قرار مى دادند و هنگامى كه كمترين ناراحتى از آنها پيدا مى كردند، به آسانى آنها را رها مى ساختند.

الزام آور نبودن حقوق زنان در قرآن و روایات

اگر آيات قرآن و روايات را كنار هم قرار بدهيم، مى‏بينيم خداوند حقوقى را براى زنان قرار داده، اما وقتى اين آيات به دست فقها برسد، آنها مى‏گويند: اين حقوق اخلاقى است و الزامى نيست، يعنى چه؟!

در ابتدا لازم است بدانيم؛ مرز تفكيك «اخلاق» از «حقوق» كجاست؟!
در اين باره بايد گفت:
قرآن و روايات اسلامى از گزاره‏هاى مختلف فقهى - حقوقى و اخلاقى تشكيل شده است كه بازشناسى آن و استنباط حكم مربوطه امرى دقيق و مستلزم تسلّط كافى در علوم مقدّماتى مختلف از قبيل ادبيات عرب، معانى بيان، منطق، رجال، فقه و تفسير است.
از اين لحاظ فقها و مراجع تقليد با صرف وقت و تأمّل فراوان و با استفاده از علوم مذكور و با شناخت دقيق ماهيت گزاره‏هاى فقهى و اخلاقى موجود

تفاوت نشوز زن و مرد در قرآن

چرا قرآن نسبت به نشوز مردان، تنها به نصيحت كفايت كرده اما درباره نشوز زنان دستور به كتك داده است؟

درباره نشوز مردان در قرآن آمده استنساء 4، آيه 128. : «اگر زنى از نشوز يا اعراض شوهرش بترسد، مانعى براى آن نيست كه ميان خود را صلح و سازش دهند و صلح بهتر است. ولى بخل و بى‏گذشت بودن در نفوس، حضور و غلبه دارد و اگر نيكى كنيد و پرهيزكارى پيشه نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است)».
«نشوز» مرد از زن عبارت است از بى‏ميلى و بى‏اعتنايى او به زن در عمل جنسى كه معمولاً و به طور طبيعى در روى‏گردانى مرد از زن نمود مى‏يابد.

اينكه زن در موقع نشوز مرد، چه بايد بكند؟! از آيات قرآنى به دست مى‏آيد، اصلاح رابطه زن و مرد بر هر كارى اولويت دارد. اين اصلاح بر دو نوع است:

حق زدن زن توسط شوهر در قرآن

در قرآن به مردان حق داده كه زنان را بزنند!! آيا اين مجوز خشونت بر عليه زنان نيست؟ چه توضيحى مى‏توان داد؟ آيا با اين وجود مى‏توان قائل به حفظ حقوق و كرامت زن بود؟

ابتدا بايد توجه داشت كه مقصود از «ضرب» زدن با چوب و شلاق و يا زدن بى‏قيد و شرط نيست؛ بلكه در موارد نشوز و نافرمانى است، آن هم پس از تأثير نكردن موعظه و نصيحت و جدا كردن بستر و... است.

پوشش مو جزوحجاب در قرآن نیست-پوشش در اسلام

در هيچ‏يك از آيات قرآن، حتى در آيات حجاب، بحث از پوشش مو مطرح نيست. پس به چه دليل، پوشش اسلامى، شامل مو نيز مى‏شود؟ و اساساً در اسلام چه نوع پوششى توصيه شده است؟

در قرآن كريم براى پوشش بانوان، دو نوع لباس مطرح شده است:
1. خمار يا مقنعه ،؛ 2 نور 24، آيه 31.. جلباب يا چادر ؛احزاب 33، آيه 59..

در مفهوم «جلباب» اختلاف‏نظر وجود دارد. آنچه با توجه به كتب لغت و گفتار مفسّران مانند طبرسى در مجمع‏البيان و فخر رازى در تفسير كبير و بعضى مفسرين ديگر و نيز اهل لغت ؛ر.ك: مرتضى مطهرى، پيشين، ص158و 159 ؛ سيد على‏اكبر قرشى، پيشين، ج 2، ص41و42 به دست مى‏آيد جلباب معناى لباس يا پيراهن گشاد و پوشش سراسرى مانند چادر يا عبا است كه زنان بدان وسيله سر و گردن و سينه خود را مى‏پوشانند. چنانكه در تعريف جلباب گفته‏اند:
«الجلباب: القميص أو الثوب الواسع».