استقلال در انتخاب همسر از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری

یک دختر در انتخاب سرنوشت خود چقدر استقلال دارد آیا باید در این امر هم تابع تصمیم پدر بود؟

يا رسول الله از دست اين پدر . . .
. . . مگر پدرت با تو چه كرده است ؟
- برادر زاده‏ای دارد و بدون آن كه قبلا نظر مرا بخواهد مرا بعقد او درآورده است .

يا رسول الله از دست اين پدر . . .
. . . مگر پدرت با تو چه كرده است ؟
- برادر زاده‏ای دارد و بدون آن كه قبلا نظر مرا بخواهد مرا بعقد او درآورده است .
- حالا كه او كرده است ، تو هم مخالفت نكن ، صحه بگذار و زن پسر عمويت باش .
- يا رسول الله من پسر عمويم را دوست ندارم . چگونه زن كسی بشوم كه‏ دوستش ندارم ؟
- اگر او را دوست نداری ، هيچ . اختيار با خودت ، برو هر كس را خودت دوست داری بشوهری انتخاب كن .
- اتفاقا او را خيلی دوست دارم و جز او كسی ديگر را دوست ندارم و زن‏ كسی غير از او نخواهم شد . اما چون پدرم بدون آنكه نظر مرا بخواهد اين‏ كار را كرده است ، عمدا آمدم با شما سئوال و جواب كنم تا از شما اين‏ جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام كنم از اين پس پدران حق ندارند سر خود هر تصميمی كه ميخواهند بگيرند و دختران را بهر كس كه دل خودشان ميخواهد شوهر دهند .
اين روايت را فقها مانند شهيد ثانی در مسالك و صاحب جواهر در جواهر الكلام از طرق عامه نقل كرده‏اند . در جاهليت عرب ، مانند جاهليت غير عرب ، پدران خود را اختياردار مطلق دختران و خواهران و احيانا مادران‏ خود ميدانستند و برای آنها در انتخاب شوهر ، اراده و اختياری قائل‏ نبودند . تصميم گرفتن حق مطلق پدر يا برادر و در نبودن آنها حق مطلق عمو بود .
كار اين اختيارداری به آنجا كشيده بود كه پدران بخود حق ميدادند دخترانی را كه هنوز از مادر متولد نشده‏اند پيش پيش بعقد مرد ديگری در آورند كه هر وقت متولد شد و بزرگ شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را برای خود ببرد .

*******************************
در آخرين حجی كه پيغمبر اكرم انجام داد ، يكروز در حالی كه سواره بود و تازيانه‏ای در دست داشت ، مردی سر راه بر آنحضرت گرفت و گفت :
- شكايتی دارم .
- بگو .
- در سالها پيش در دوران جاهليت ، من و طارق بن مرقع در يكی از جنگلها شركت كرده بوديم . طارق وسط كار احتياج به نيزه‏ای پيدا كرد . فرياد برآورد كيست كه نيزه‏ای بمن برساند و پاداش آنرا از من بگيرد ؟ من‏ جلو رفتم و گفتم چه پاداش ميدهی ؟ گفت قول ميدهم اولين دختری كه پيدا كنم برای تو بزرگ كنم . من قبول كردم و نيزه خود را به او دادم . قضيه‏ گذشت . سالها سپری شد . اخيرا بفكر افتادم و اطلاع پيدا كردم او دختردار شده و دختر رسيده‏ای در خانه دارد . رفتم و قصه را بياد او آوردم‏ و دين خود را مطالبه كردم . اما او دبه درآورده و زير قولش زده ميخواهد مجددا از من مهر بگيرد . اكنون آمده‏ام پيش تو ببينم آيا حق با من است‏
يا با او ؟
- دختر در چه سنی است ؟
- دختر بزرگ شده . موی سپيد هم در سرش پيدا شده .
- اگر از من ميپرسی حق نه با تو است ، نه با طارق . برو دنبال كارت و
دختر بيچاره را بحال خود بگذار .
مردك غرق حيرت شد . مدتی پيغمبر خيره شد و نگاه كرد . در انديشه فرو رفته بود كه اين چه جور قضاوتی است . مگر پدر اختياردار دختر خود نيست‏ ؟ ! چرا اگر مهر جديدی هم بپدر دختر بپردازم و او بميل و رضای خود دخترش‏
را تسليم من كند اين كار نارواست ؟ پيغمبر از نگاههای متحيرانه او به انديشه مشوش او پی برد و فرمود : "مطمئن باش با اين ترتيب كه من گفتم نه تو گنهكار ميشوی و نه‏ رفيقت طارق " .
*******************************

پيغمبر اكرم دخترش زهرا را در انتخاب شوهر آزاد می‏گذارد

پيغمبر اكرم خود چند دختر شوهر داد . هرگز اراده و اختيار آنها را از آنها سلب نكرد . هنگامی كه علی بن ابی طالب ( ع ) برای خواستگاری زهراء مرضيه ( ع ) نزد پيغمبر اكرم رفت ، پيغمبر اكرم فرمود تا كنون چند نفر ديگر نيز به خواستگاری زهرا آمده‏اند و من شخصا با زهرا در ميان گذاشته‏ام‏ .اما او بعلامت نارضائی چهره خود را برگردانده است . اكنون خواستگاری‏ تو را به اطلاع او ميرسانم . پيغمبر رفت نزد زهرا و مطلب را با دختر عزيزش در ميان گذاشت . ولی‏
زهرا بر خلاف نوبتهای ديگر چهره خود را برنگرداند ، با سكوت خود رضايت‏ خود را فهماند . پيغمبر اكرم تكبير گويان از نزد زهرا بيرون آمد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .