حضرت زینب سلام الله علیها و حجاب

چرا موقعي كه حضرت زينب سلام الله عليها مي خواستند به زيارت بقيع بروند حضرت علي و حسنين و حضرت ابوالفضل عليهم السلام ايشان را جوري مشايعت مي كردند كه پيدا نباشند؟ آيا توصيه خاصي در اين باره براي زنان هست؟

zeynab.jpg
پاسخ اجمالی
در قرآن مجيد در سوره نور درباره حجاب بانوان تأكيد اكيد شده است. و بر اساس ادله ي قرآني و روايي فراوان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مفسّر عملي و قولي قرآن و الگوهاي جامعه اسلامي اند.
زينب كبري عليها السلام نيز با چنين رفتاري مفسّر آيات سوره ي نور است؛ و در رعايت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بي بديل بودند.آن حضرت نه تنها در حالت عادي بلكه در بحراني ترين لحظات زندگي خود به مساله حجاب و عفاف اهتمام كامل داشتند.

پاسخ تفصیلی
قبل از هر توضيحي متن كامل روايت مورد سؤال شما را در اينجا مي آوريم:
يحيي مازني كه از علماي بزرگ و راويان حديث است، چنين نقل مي كند: مدتها در مدينه، در همسايگي علي عليه السلام در يك محله زندگي مي كردم . منزل من در كنار منزلي بود كه زينب دختر علي عليه السلام در آنجا سكونت داشت، حتي يك بار هم، كسي حضرت زينب را نديد و صداي او را نشنيد، او هرگاه مي خواست به زيارت جد بزرگوارش برود، در دل شب مي رفت; در حالي كه پدرش علي عليه السلام در پيش و برادرانش حسن و حسين عليهما السلام در اطراف او بودند . وقتي به نزديك قبر شريف رسول خدا صلي الله عليه و آله مي رسيدند، اميرالمؤمنين عليه السلام شمعهاي روشن اطراف قبر را خاموش مي كرد . يك روز امام حسن عليه السلام علت اين كار را سؤال كرد، حضرت فرمود: «اخشي ان ينظر احد الي شخص اختك زينب» ; از آن مي ترسم كه كسي خواهرت زينب را ببيند .(كتاب زينب كبري، شيخ جعفر نقدي، ص 22، و رياحين الشريعه، ج 3، ص 60 و فاطمة الزهرا، بهجة قلب المصطفي ، ص 642)
در اين روايت نامي از حضرت اباالفضل (ع) و همراهي ايشان با حضرت زينب(س) وجود ندارد؛ لذا اگر در روايت ديگري به نام ايشان اشاره نشده باشد، سزا نيست كه نام ايشان را وارد كنند؛ بخصوص آنكه حضرت ابولفضل(ع) در آن هنگام بسيار كم سال بوده اند. چون جريان در مدينه رخ داده؛ و حضرت ابوالفضل(ع) در مدينه بسيار كم سال بوده است.
همچنين بر اساس آنچه در اين روايت آمده است حضرت براي زيارت رسول خدا (ص) به همراه پدر و برادران خود ميررفتند ولذا نامي از بقيع نيز در اين روايت وجود ندارد.
توجه به اين دو نكته از اين جهت لازم است كه بدانيم بايد در نقل احاديث دقت داشته باشيم و عين روايات و يا ترجمه دقيق آن را نقل نماييم.
و اما توضيح اين روايت اينكه:
در قرآن مجيد در سوره نور درباره ي حجاب بانوان تأكيد اكيد شده است. و بر اساس ادله ي قرآني و روايي فراوان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مفسّر عملي و قولي قرآن و الگوهاي جامعه اسلامي اند.
زينب كبري عليها السلام نيز با چنين رفتاري مفسّر آيات سوره ي نور است؛ و در رعايت عفاف همانند مادر بزرگوارشان بي بديل بودند. مرحوم علامه مامقاني در اين باره مي نويسند: زينب در حجاب و عفاف يگانه است احدي از مردان در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا او را نديده بودند.( تنقيح المفال، ج 3، ص 79 )
آن حضرت نه تنها در حالت عادي بلكه در بحراني ترين لحظات زندگي خود به مساله حجاب و عفاف اهتمام كامل داشتند. فردي روايت مي كند: «وقتي اسراي كربلا را وارد كوفه مي كردند امام سجاد را ديدم كه بر شتري بدون روپوش سوار كرده اند ... در اين هنگام بانويي را ديدم كه بر شتر برهنه اي سوار است سؤال كردم كه او كيست؟ جواب دادند: او زينب كبري است. اين بانو خطاب به مردم كوفه مي گفت: اي مردم چشم هاي خود را از ما بپوشانيد آيا از خدا و رسولش شرم نمي كنيد به حرم و خاندان پيامبرخداصلي الله عليه وآله در حالي كه پوشش و حجاب مناسبي ندارند نگاه مي كنيد. (مقتل مقرم، ص 371) اين در حالي است كه آن بزرگوران جلباب داشته اند و بي حجاب نبوده اند. نيز آن هنگام كه اسرا را از كنار قتلگاه بردند، دختر امام حسين(ع) خطاب به پدر عرض مي كرد: پدر جان ما را نظر كن كه سرهايمان برهنه است. در حالي كه آن بزرگواران كاملاً پوشيده بودند و جلباب آنها تا كمر مي رسيد و دامن لباسهايشان تا روي پا مي آمد؛ و فقط چادر عربي نداشتند. يعني لباسي بر تن داشتند كه صد شرف داشت بر چادر ملّي امروز ما؛ امّا باز ناله مي كردند بر اينكه پوشش مناسب ندارند.
نقل كرده اند پس از حادثه كربلا هر وقت كه از شام و كوفه صحبت مي شد، حضرت زينب چون به ياد ان ايام، كه بدون پوشش مناسب خاندان پيامبر را از كوچه هاي اين دو شهر عبور داده بودند، به شدت متاثر مي شدند. باز نقل شده از برخي زنان كه فاطمه زهرا(س) را ناراحت يافتند. خدمتش عرض شد، سبب ناراحتي شما چيست؟ فرمودند: ديدم كه وقتي جنازه را روي تابوت مي گذارند و پارچه رويش مي كشند، شكل بدنش پيداست؛ نگران براي بعد از مرگم. راوي گويد: من گفتم: در ديار ما تابوت را چنان مي سازند كه ديواره دارد و جنازه در آن ديده نمي شود. گويد چنين اين را گفتم: حضرتش شادمان گشت. باز در روايات آمده كه آن حضرت حتّي از مردان نابينا نيز خود را مي گرفت؛ و مي فرمود: او نمي بيند، من كه مي بينم. همچنين آمده كه حضرتش در مسير باد قرار نمي گرفت و مي فرمود: مي ترسم كه بوي بدنم به مشام مردان نامحرم برسد.
در حقيقت اين حكايات و امثال آن و به طور كلي شيوه زندگي حضرت زهراء (س) و حضرت زينب(س)، اهميت فوق العاده حجاب و حيا و عفت براي زنان را مشخص مي سازد؛ و اين درس را به آنان مي آموزد كه زن مسلمان بدون ضرورت لازم نيست در جامعه پلاس باشد. و اگر ضرورتي بود در عين اين اينكه مي تواند براي انجام وظائف شرعي و عرفي خود در جامعه حضور داشته باشد ولي بايد كليه ي موازين شرعي را رعايت و در كمال عفت و حيا به امور لازم خود در جامعه بپردازد.
البته حكايت مذكور نشانگر غيرت و حساسيت فوق العاده امام علي (ع) نسبت به ناموس و دختر خود نيز مي باشد و از اين جهت درسي است براي مردان كه نسبت به همسران و دختران خود بي تفاوت نباشند و براي حفظ آنها از نگاه نامحرمان تمام تلاش خود را به كار گيرند؛ امري كه اگر از طرف مردم در جامعه اسلامي رعايت مي شد و نسبت به ناموس خود غيرت به خرج مي دادند، يقينا بسياري از معضلات و مشكلات فرهنگي و اجتماعي از جامعه اسلامي رخت بر مي چيد.
در پايان بايد توجه داشت همراهي و مشايعت حضرت زينب(س) به وسيله سه امام معصوم نشانگر احترام فراوان آنان براي عقيله بني هاشم و حاكي از مقام و جايگاه ويژه آن حضرت نزد خداوند و اهل بيت (ع) نيز مي باشد.

سخن آخر اينكه:
مردم زمان ما متأسفانه هدف را گم كرده اند؛ و خيال مي كنند كه كمال آدمي در مهندس و دكتر و پروفسور و ... شدن است. لذا به بهانه ي كار و كسب دانش و امثال آن چه كارها كه نمي كنيم. حال آنكه كمال آدمي در عبوديّت است؛ و هدف از آمدن به دنيا، خودسازي براي آخرت است نه نوكري اين و آن. بلي علم خوب است؛ امّا كي گفته كه دانشگاه رفتن يعني عالم شدن؟! بانو مجتهده ي اصفهاني كه مجتهد و فيلسوف و عارفي عظيم بود، حتّي درب دانشگاه را هم نديده بود. او هر چه آموخته بود در خانه آموخته بود. بلي در زمان كنوني سخت است كه كسي بتواند آن گونه زندگي كند. چون فرهنگ غرب چنان در ما رسوخ نموده كه كنده شدن از آن مثل كنده شدن مادر از فرزند است. روزي در كوچه هاي تهران، زنان تهراني زير مشت و لگد مأموران رضاخان هم حجاب از سر برنمي داشتند؛ امّا امروز برخي از دختران تنها براي دكور روسري سر مي كنند؛ و چنان در تقليد از فرهنگ برهنگي غرب پيش رفته اند كه حتّي از خود غربي ها نيز چند فرسنگي جلوترند؛ تا آنجا كه كشورمان يكي بزرگترين مصرف كننده هاي وسائل آرايشي و يكي از ركوردداران جرّاحي بيني و امثال آن است.
نتيجه چه شده؟ اين شده كه ديگر از بانو مجتهده ي اصفهاني ها خبري نيست؛ ولي تا دلتان بخواهد عرسكهاي كودك فكر در خيابان ريخته است كه نه علمي دارند، نه فضلي. حتّي به درد خانه داري و آشپزي و تربيت كودك نيز نمي خورند. چون خودشان هنوز در حدّ يك دختر ده ساله ي پنجاه سال قبل هم آيين زندگي را نمي دانند. از زن بودن فقط قر و فرش را بلدند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .