حضور زن در جامعه به عنوان وزیر

آيا زن مي تواند در اجتماع حاضر باشد و كار كند مثلا وزير باشد؟چه شرايطي دارد؟ حسب آيات و روايات پاسخ دهيد.

از ديدگاه اسلام، اصل فعاليت هاى اجتماعى براى زنان، با رعايت شرايط اخلاقى،نه تنها مذموم نيست، بلكه در برخى موقعيت ها ممدوح و مطلوب است؛ در عرصه هايى چون اجتماعات سياسى- اجتماعى (بيعت با پيامبر ،امام ،وحاکم اسلامی ،نماز جمعه،ودردوران جديد انتخابات، راهپيمايى ها و...)، امر به معروف و نهى از منكر بانوان، تعليم و تعلم بانوان، كسب تخصص هاى مورد نياز زنان، مشاوره در امور بانوان، برنامه ريزى و اجرا و.. در اسلام آنچه در عرصه ى فعاليت هاى اجتماعى بانوان ممنوع شده، اصل حضور در اجتماع نيست؛ بلكه خودنمايى و بى مبالاتى در حفظ حجاب و عفاف است.(مصباح محمد تقي،کوثر زلال،سايت تبيان)
در تکميل موضوع فوق مطلبى كه بايد به آن توجه داشت و در اسلام به آن توجه خاص شده مسأله تفاوت‏هاى روحى و جسمى زنان و مردان و تفاوت وظايف آنهاست. يك حقيقت غير قابل انكار اين است كه مرد و زن از نظر جسمى و شرايط فيزيولوژيك با يكديگر متفاوتند و هر يك براى انجام وظايف ويژه‏اى آفريده شده‏اند. اينكه بعضى‏ها اصرار دارند اين دو جنس را مساوى در همه چيز قلمداد كنند اصرارى دور از واقعيت است و مطالعات مختلف علمى آن را انكار مى‏كند مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، بخش هفتم، صص 190 167.، آيا با وجود اين تفاوت آشكار مى‏توان گفت زن و مرد بايد در تمام شئون همراه يكديگر گام برداشته و در تمام كارها مثل هم باشند؟ حتى در جوامعى كه شعار آنها مساوات و برابرى بين زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غير آن ديده مى‏شود. مثلاً مديريت سياسى و نظامى بيشتر آنها در دست مردان است. واقعيت اين است كه جنس زن براى انجام وظايف متفاوتى با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتى دارد. قانون آفرينش گرمى كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گزارده به همين دليل سهم بيشترى از عواطف و احساسات به او داده است. در حالى كه وظايف خشن و سنگين اجتماعى بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بيشترى از دورانديشى به او اختصاص يافته. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره‏اى از وظايف اجتماعى كه نياز بيشترى به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گزارده شود و وظايفى كه عواطف و احساسات بيشترى را مى‏طلبد بر عهده زنان. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، جلد 2، ص 164 ذيل آيه 228 سوره بقره. قرآن كريم با تصريح به واقعيت حقوقى زنان، عدالت در وضع قوانين را نيز گوشزد نموده است با اشاره به اين حقيقت كه لازمه اين عدالت عدم برابرى بين زنان و مردان در برخى حقوق است تفسير نمونه، جلد 2، ص 157 و 156 ذيل آيه 228 سوره بقره.، آنجا كه مى‏فرمايد: (و لهن مثل الذى عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه و الله عزيز حكيم)؛ بقره (2)، آيه 228. «و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست حقوق شايسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حكيم است». در تفسير مجمع البيان آمده است طبرسى، فضل‏بن حسن، تفسير مجمع البيان، جلد 3، ص 73؛ نگاه كنيد: تفسير نمونه، جلد 3، ص 362، ذيل آيه 32، سوره نساء.: ام سلمه يكى از همسران پيامبر روزى به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند و چرا براى ما نصف ميراث آنها مقرر شده اى كاش ما هم مرد بوديم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتيم و موقعيت اجتماعى آنها را داشتيم و همانند اين پرسش‏ها را ديگر زنان نيز از پيامبر(ص) مطرح كرده بودند كه اين آيه نازل شد: «برترى‏هايى كه خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد (اين تفاوت‏هاى طبيعى و حقوقى براى حفظ نظام اجتماع شما و طبق اصل عدالت است ولى با اين حال:) مردان و زنان هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعيت خود دارند (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد) و از فضل (و رحمت و بركت) خدا درخواست كنيد و خداوند به هر چيز داناست.» نساء (4)، آيه 32.
اما از سوى ديگر، اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختيار دانسته و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مى‏بيند لذا هر دو را در يك صف قرار داده و با خطاب‏هاى «يا ايها الناس» و «يا ايها الذين آمنوا» مخاطب ساخته برنامه‏هاى تربيتى، اخلاقى و علمى را براى آنها لازم كرده است. و با آياتى مثل «من عمل صالحا من ذكرا و انثى و هو مؤمن فاولئك يدخلون الجنة»، غافر (40)، آيه 40. وعده برخوردار شدن از سعادت كامل را به هر دو جنس داده و با آياتى مانند: «من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فلنحيينه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون»، نحل (16)، آيه 97.مى‏گويد: هر كدام از زن و مرد مى‏توانند به دنبال انجام برنامه‏هاى اسلام و وظايف الهى به تكامل معنوى و مادى برسند و به حياتى طيب و پاكيزه كه سراسر سعادت نور است گام نهند.
محدودة فعاليت هاي اجتماعي و سياسي زنان
به غير از مشاغل خاصي نظير مرجعيت، قضاوت، امامت ظاهري و رهبري و رياست جمهوري ـ كه به دليل ويژگي‏هاي خاص اين مشاغل از يك سو و خصوصيات روحي و عاطفي زنان از سوي ديگر ـ در ساير فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي، هيچ گونه محدوديتي براي زنان، از صدر اسلام تاكنون وجود نداشته است. براساس آموزه‏هاي اسلامي، زنان نيز مانند مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت يا موافقت خويش را با نظام حاكم بيان كنند. (سراج، مركز پژوهش‏هاي صدا و سيما، 1380، ص 218)
البته دو شرط اصلي وجود دارد:
1. رعايت عفت، حجاب و شئون اسلامي،
2. حفظ حقوق شوهر و فرزندان و نهاد خانواده.
اگر اين نكات در مشاركت سياسي، اجتماعي زنان رعايت نشود، همان آثار منفي را در پي خواهد داشت كه در كشورهاي غربي شاهد آن هستيم. آنها نيز هم اكنون در حال بيداري و بازگشت از اين مسير انحرافي مي‏باشند: چنان که براساس آمار، دو سوم زنان انگليسي، خانه دار بودن را به اندازه شغل بيرون از منزل مهم و مفيد مي‏دانند و معتقدند: مسئوليت آنان در داخل خانه است و كسب درآمد و روزي، وظيفه مردان. همچنين در آمريكا بسياري از زناني که فرزند كوچك دارند، مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام وقت تبديل شده‏اند. (مجله صبح، ش 75، ص 68)
اين درست همان فرمايش امام علي(ع) در 1400 سال پيش است كه درباره مشاغل سياسي و اجتماعي زنان فرمود: «المراة ريحانه و ليست بقهرمانه»؛ «زن گلي خوشبو است و قهرماني زورمند نيست».(نهج البلاغه، نامة 31، ص 129)
و بالاخره اينكه« بايد توجه داشت که در جمهوري اسلامي مشاغل و مقامات قبل از اين که جزء حقوق افراد محسوب شود يک تکليف و وظيفه سنگين است و آمادگي مردان با توجه به وضع طبيعي و تجربيات تاريخ براي عهده دار شدن اين مسئوليت بيش از زنان است.»(سيد جلال الدين مدني، حقوق اساسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران: سروش، 1368، ج 5، صص 151-152)
از ديدگاه اسلام زن، داراي كرامت است و ارزش معنوي او بسيار والاست. بر اين معنا آيات بسياري ازقرآن، از جمله آيه 35 سوره احزاب، آيه 95 سوره آل عمران، آيه 124 سوره نساء، آيه 58 ، سوره نمل، آيه 23 سوره ملك، آيه 40 سوره حديد، آيات 67 و 68 سوره توبه، آيه 44 سوره روم، آيه 15 سوره جاثيه، آيه 23 سوره جن و آيه 36 سوره اسراء دلالت دارد. از اين رو زن مسلمان از كليه مواهب اجتماعي زندگي برخوردار بوده و مي‏تواند در چهارچوب قوانين و موازين اسلام در تمام شئونات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي فعاليت نمايد .
فعاليتهاي اجتماعي زنان وکسب علم آنان نه تنها مغاير با دين اسلام نيست بلکه دين مبين اسلام،با وضع مقرراتي زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند . اسلام در حقيقت آيين نامه ى اجرايى تعيين نموده كه با رعايت آن زن مى تواند در فعاليتهاى عمومى شركت كند. و اگر در روابط اجتماعى و نيز پوشش اندام زنان، مقررات ويژه و تأكيد بيشترى وجود دارد، به خاطر حساسيت مسائل جانبى شركت بانوان در كارهاى عمومى است. كه اگر اين آيين نامه اجرا نشود نه تنها فعاليتهاى عمومى زنان به نفع جامعه و خودشان نخواهد بود، بلكه موجب فساد و تباهى و در نهايت از بين رفتن كرامت و شخصيت زنان مى شود.
پس «زن مى‏تواند در مشاغل مناسب به خود در اجتماع فعاليت كند و مزد كار او متعلق به خود اوست و نيز او از هر نوع آزادى اجتماعى در بيان و قلم، بر خوردار است . زن تنها در چند شغل نمى‏تواند فعاليت كند كه آن نيز به طبيعت زن و تفاوتهاى طبيعى زن و مرد بر مى‏گردد. يكى از آنها امامت و رهبرى و ديگرى قضاوت است اين دو شغل بايد شديداً با عقل حسابگر و به دور از هر نوع احساسات و عواطف انجام گيرد و اگر در رهبرى و قضاوت احساسات و عواطف حاكم شود جامعه تباه مى‏گردد و زورمندان با انواع حيله‏ها به تحريك احساسات مى‏پردازند و حقوق مردم ضايع مى‏شود. از اين جهت اين دو شغل اختصاص به مردان يافته كه كمتر تابع احساسات و عواطف مى‏شود و اين در حالى است كه زن يك موجود شديداً عاطفى است و او اگر هم تلاش كند نمى‏تواند خودش را از احساس و عاطفه دور كند .(جعفرى يعقوب ؛كوثر، ج‏1، ص: 539)
«وارد شدن در هر يك از رشته‏هاى علمى و كسبى و تربيتى و امثال آن، فضلى است كه خود نسبت به جامعه‏اش تفضل كرده، و افتخارى است كه براى خود كسب نموده، و اسلام هم اين تفاخر را در بين زنان جايز دانسته است.« ( ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 412)
حضرت آيت الله خامنه اي در اين موردمي فرمايند:« ما براي زن، ارزش واقعي انساني قايليم. ما ميان زن و مرد تفاوتي قايل نيستيم. معتقديم زن و مرد هر دو انسانند و ميدان تكامل پيش رويشان باز است. هر چه تلاش كنند، هر چه زحمت بكشند و هر چه به سمت خدا پيش روند، به همان اندازه رشد و تكامل پيدا خواهند كرد. راه علم و حضور سياسي هم، جلوي هر دوي آنها باز است.»
علل ممانعت از فعاليتهاي اجتماعي زنان از سوي برخي از افراد را مي توان به اين موارد اشاره کرد.
نا آگاهي از حقوق اجتماعي زنان ،داشتن افکار متحجرانه ،حسادت ،التقاط حضور زن ومرد دربعضي مجامع وشکستن حريمها ومانند آن سبب گرديد برخي ازحضور اجتماعي زنان ممانعت کنند.
در پايان براى آگاهى بيشتر و بهتر مطالعه كتاب ارزشمند «نظام حقوق زن در اسلام» اثر استاد شهيد مطهرى، به خصوص بخش‏هاى پنجم، ششم و هفتم را توصيه مى‏كنيم.

-----------------------------
منابع:
سايت تبيان
موسوى همدانى سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
. سيد محمد هاشمي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران: نشر دادگستر، 1379، ج 2، ص 336.
. سيد جلال الدين مدني، حقوق اساسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران: سروش، 1368، ج 5، صص 151-152.

برچسب ها: حضور اجتماعي زنان زنان در اجتماع فعاليت‏هاي زنان

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .