فصل ششم : حقوق اجتماعى زنان

رياست جمهورى زنان
پرسش 38 . چرا زن نمى تواند رئيس جمهور و يا رهبر شود؟ چرا بايد در اين گونه امور ميان زن و مرد تفاوت باشد؟

درباره تفاوت زن و مرد مى توان به دو محور اساسى اشاره كرد:
1. تفاوت هاى جسمانى كه با تجربه حسى قابل درك هستند و در فيزيولوژى و آناتومى مورد مطالعه قرار مى گيرند.
2. تفاوت هاى روحى كه آگاهى به آن از طريق تجربه حسى مقرون به تجزيه و تحليل هاى عقلانى، امكان پذير است و در علم روان شناسى از آن بحث مى شود. مانند برخوردارى زن از عواطف، انفعالات و احساسات بيشتر و...
تفاوت هاى موجود حكايت مى كند كه هدف مادى و دنيوى از آفرينش زن و مرد يكى نيست، بلكه دو هدف از آفرينش اين دو صنف از انسان لحاظ شده است و اين تفاوت در آفرينش فيزيكى و روانى براى ايجاد زمينه همكارى و هماهنگى براى اداره زندگى به نحو احسن و نهايتاً براى ايجاد نظام احسن است.
همان گونه كه بين زن و مرد به لحاظ طبيعى و اجتماعى تفاوت هايى است، به لحاظ برخى از تكاليف و احكام دينى نيز تفاوت هايى وجود دارد. چنان كه تفاوت هاى طبيعى و اجتماعى منافاتى با ارزش زن و مرد ندارند، بلكه همانند تفاوت هاى موجود در پنج انگشت دست است، تفاوت در پاره اى از مسئوليت ها، مانند رهبرى و رياست جمهورى نيز منافاتى با ارزش اجتماعى و معنوى زن و مرد ندارد. زيرا ملاك ارزش معنوى و كمال انسان ها تقوى و تقرّب به خداوند است و ملاك ارزش اجتماعى و مناصب سياسى از قبيل رهبرى و رياست جمهورى و...، توانايى ها، ظرفيت ها و صلاحيت هايى است كه براى اجتماع و استقرار نظم در جامعه نافع و سودمند است. آن چه در اين ميان هيچ نقشى در كم يا زياد كردن ارزش ندارد، جنسيت است.
اگر اختلاف مردان و زنان در حقوق و تكاليف، كاملاً رعايت شود، هم مصالح زنان و هم مصالح مردان و هم مصالح جامعه تأمين خواهد شد. زيرا خداوند به هر كس به اندازه استحقاقش، قابليت ها و ظرفيت هايى عطا كرده است و در حقيقت اگر هر شخصى از محور عدالت خداوند تجاوز نكند، وظايف و تكاليف فردى و اجتماعى خويش را انجام دهد و نسبت به حقوقى كه خداوند حكيم براى آنان در نظر گرفته است قانع و راضى باشد، عدالت اجتماعى، نظم و هماهنگى، شادابى، نشاط و بالندگى در جامعه حاكم خواهد شد.(1)
قابل توجه است از ميان بيش از 190 كشور موجود در جامعه جهانى، شمار زنانى كه رهبرى يا رياست جمهورى و مقامات مشابه آن را به عهده داشته اند، على رغم ادعاى تساوى و تشابه حقوق زن و مرد و گرايشات فمينيستى يا تظاهر به آن، بسيار اندك است. و اين خود دليل اين امر است كه واقعاً شرايط و استعدادها متفاوت است.
پروفسور جرج كستلين فيلسوف معاصر و استاد علوم سياسى دانشگاه «ميل» مى نويسد: «سياست از فنون بزرگ و فرهنگى است كه راهى بس پيچيده و پرپيچ و خم دارد و از هيچ قانون ثابت و يكنواختى تبعيت نمى كنند. از اين رو، محتاج اعصاب قوى و انديشه نيرومند است، بارها پشت افرادى از نوابغ و قهرمانانى كه گمان داشتم مغز آنان با بزرگى كره زمين برابرى مى كند، به خاك ماليده شده، نه سياست كار ساده اى است نه سياست مدارى كار هر كس»(2)
در سال 1872 بعد از يك سلسله فعاليت ها و فشارها «مادام مارتيسن» به مقام رياست جمهورى آمريكا نائل آمد، اما با پريشانى كه در اوضاع ملت به وجود آورد، بركنار شد.(3)
بنا بر آنچه گفته شد ريشه تفاوت زن و مرد در مسئوليت هاى اجتماعى و سياسى در تفاوت قدرت جسمى و توانايى مديريتى است كه به طور معمول در مردان پيش از زنان است.
نكته مهم و پايانى نيز اهميت كانون خانواده است كه از نگاه آموزه هاى وحيانى، خانه و خانواده تحت الشعاع كارهاى اجرايى قرار نگيرد. بلكه زن به عنوان كانون محبت و تربيت، خانه و خانواده اولويت او باشد.

پيامبرى زنان
پرسش 39 . چرا زنان بهره اى از مناصب دينى مانند نبوّت و امامت ندارند؟ آيا محدوديت زنان از اين مناصب در انديشه و فرهنگ اسلامى دليل بر تضعيف يا تحقير جايگاه زنان به شمار نمى آيد؟

در انديشه و فرهنگ اسلامى، آنجا كه بحث كمال و مقام علمى و معنوى است زنان محدوديتى ندارند، اما آنجا كه بحث مسئوليت هاى مشقّت بار اجتماعى و يا مسئله تقسيم كار بر اساس استعدادها و روحيات در ميان است، تفاوت بين زن و مرد طبيعى است.
همان گونه كه درباره حضرت مريم، قرآن مى فرمايد:
«فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ»(4)
«خداوند او (مريم) را به طور نيكويى پذيرفت و به طرز شايسته اى (نهال وجود) او را رويانيد (پرورش داد) و كفالت او را به زكريا سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مى شد، غذاى مخصوصى در آنجا مى ديد. از او پرسيد اى مريم اين را از كجا آورده اى؟ گفت: اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد بى حساب روزى مى دهد».
به دنبال اين پرسش و پاسخ بسيار شايسته حضرت مريم، خداوند متعال مى فرمايد:
«هُنالِكَ دَعا زَكَرِيّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ»
همانطور كه مشاهده مى شود زكريا با مقام والايى كه داشت با ديدن حالات معنوى مريم و لطف و عنايت خداوند به وى تحت تأثير قرار گرفته و تقاضاى فرزند و نسل پاك كرده است. بنابراين مشارٌ عليه «هنالك» مشاهده مقامات عالى مريم مى باشد. پس مريم اُفق جديدى از ارتباط با خدا را براى حضرت زكريا گشود.
در تفسير عياشى روايتى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه خلاصه اش چنين است: «روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام آمد در حالى كه چند روز در خانه او غذايى ديده نمى شد، ناگاه غذاى مخصوصى نزد او مشاهده كرد و از او پرسيد: اين غذا از كجاست؟ فاطمه عرض كرد: از نزد خداست، زيرا هر كس را بخواهد بدون حساب روزى مى بخشد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين جريان همانند جريان زكريا است كه در كنار محراب مريم آمد و غذاى مخصوصى در آنجا ديد و از او پرسيد: اى مريم! اين غذا از كجاست؟ او گفت: از ناحيه خداست»(5)
در آيات بعد مى فرمايد:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ. يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرّاكِعِينَ»(6)
«(و به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. اى مريم (به شكرانه اين نعمت) براى پروردگار خود خضوع كن و سجده بجا آور و با ركوع كنندگان، ركوع كن)»
همان طور كه مشاهده مى شود مريم آن چنان مقامى دارد كه فرشتگان با او هم صحبت شده و به او بشارت مى دهند كه خداوند تو را برگزيده و تو را پاك و مطهّر ساخته و بر زنان جهان برترى بخشيده است و اين نبود مگر در سايه تقوا و پرهيزگارى و ايمان و عبادت او. آرى او برگزيده شد تا پيامبرى همچون عيساى مسيح به دنيا آورد.
همچنين قرآن درباره مادر موسى عليه السلام مى فرمايد:
«وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ»(7)
«ما به مادر موسى وحى فرستاديم (الهام كرديم) كه او (موسى) را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى وى را در دريا(ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين نباش كه ما او را به تو باز مى گردانيم و او را از رسولان قرار مى دهيم»
در اين آيه هم مشاهده مى شود كه مادر موسى اگر چه زن است اما چنان مقامى دارد كه به وى وحى مى شود و خداوند به او دستوراتى داده و او را در برابر مشكلات و با تعبيراتى چون «نترس و غمگين مباش» تسلا مى بخشد. بنابراين از آنچه گفته شد فهميده مى شود كه زن از نظر ارزشى مى تواند داراى مقام والايى باشد كه حتى به او وحى شود. البته به غير پيامبران وحى رسالى نمى شود از اين رو زن به مقامات معنوى و دريافت وحى مى رسد اگرچه مسئوليت اجرايى نبوت را نداشته باشد. حتى گاهى زنانى چون آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران براى همه مردان و زنان مؤن به عنوان مثال و الگو معرفى شوند.
«ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ...»(8)
همچنين زنانى چون فاطمه زهرا عليهاالسلام براى شخصى مانند امام زمان(عج) كه حجّت خدا در زمين است الگو و اسوه قرار مى گيرد؛ چنانچه خود حضرت ولى عصر(عج) فرمودند: «... و فى ابنة رسول الله صلى الله عليه و آله لى اسوة حسنة...»(9) «دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله براى من الگوى نيكويى است».
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: «... انا و على و فاطمه و الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين حجج الله على خلقه...»(10) در اين روايت، پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه زهرا عليهاالسلام را نيز در زمره حجت الهى بر مردم نام برده.
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: «نحن حجج الله على خلقه وجدّتنا فاطمه حجة علينا»؛ «ما حجت هاى خدا بر مخلوقين هستيم و جده ما فاطمه عليهاالسلام حجت بر ماست»(11)
شئون نبوت و امامت، شئونى اجتماعى است و اين كار توانمندى زيادى مى طلبد كه زن به خاطر طبيعت خاص خويش فاقد آن توانمندى است.
ذيلاً به برخى از شئون نبوت و امامت و وظايف آنها اشاره مى شود:
الف. رسالت و مقام ابلاغ احكام الهى
اولين وظيفه اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خدا داشت و عملاً هم متصدّى آن مأموريت بوده، همين بود كه پيام آور بود يعنى احكام و دستورات الهى را بيان مى كرد.
بديهى است ابلاغ وحى و بيان احكام الهى به آسانى صورت نمى گيرد در طول تاريخ انبياء مشاهده مى شود كه آنان در راه تبليغ دين رنج ها و مشقت هاى بسيارى را متحمّل شدند مسافرت هاى طولانى، جنگ ها، توهين ها و... طبيعى است كه زن با توجه به لطافت روح و ظرافت جسم از عهده چنين مسئوليتى به خوبى برنمى آيد و اين نه به معناى تحقير زن است بلكه طبيعت او اين گونه است. در واقع خداوند بار مسئوليت را از دوش زنان برداشته است و اين توهين و يا تحقير زن نيست بلكه لطفى است كه خداوند به آنان داشته است.
ب. قضاوت و داورى بين مردم
قضاوت هم مقامى است كه بايد شخص بتواند در ميان مردم داورى كند. يعنى به آن موضوع رسيدگى كند و طبق قانون خاصى رأى و حكم بدهد. پيامبر صلى الله عليه و آله از ناحيه خدا، تنها پيام آور نبود بلكه قاضى هم بود. طبيعى است كه قضاوت و داورى بين مردم يك نوع اقتدار و توانمندى است و اراده اى قوى لازم دارد و زنان به خاطر عاطفه، و دارا بودن لطافت روح و احساسات، انجام قضاوت و حل و فصل منازعات براى آنان مشكل است.
ج. حكومت و مديريت اجتماع
پيامبر صلى الله عليه و آله حاكم و سياستمدار بود. يعنى مدير اجتماع و ولى امر آنان بود. پيامبر صلى الله عليه و آله حكومت تشكيل داد. خودش در رأس بود، فرمان مى داد، اعلام بسيج عمومى مى كرد، در جنگ ها فرماندهى كل را به عهده داشت، اعلان صلح مى كرد و... بديهى است كه سامان دهى اين گونه كارها براى زن مشكلات خاص خودش را فراهم مى آورد.
د. اقامه قسط و عدل
اقامه قسط و عدل در جامعه يكى ديگر از وظايف پيامبران است؛ اما توجه به اين نكته لازم است كه اقامه قسط و عدل تنها با شيوه تبليغ، بيان و... صورت نمى گيرد؛ زيرا ممكن است گروهى باشند كه به هيچ يك از اين امور اعتنا نكرده و براى حفظ منافع و هوس هاى شيطانى خويش همه چيز را زير پا مى گذارند كه بايد با زور و اسلحه با آنان مقابله كرد، و جمله «و انزلنا الحديد فيه بأس شديد» گويى اشاره به اين گروه است كه زبانى جز زبان زور و اسلحه را نمى فهمند.
از آنچه گفته شد مى توان دريافت كه:
1. زن و مرد هر دو مى توانند داراى ارزش و منزلت علمى و معنوى باشند.
2. اما در مقام اجرا از آنجا كه:
الف. مقام اجرا داراى مشقت ها و تحمل مشكلات فراوانى است و براى زن به خاطر ويژگى هاى خاص جسمى و روحى قابل تحمل نيست، لذا خداوند مسئوليت را از دوش آنان برداشته است نه آنكه آنان را از اين حق محروم كرده باشد. متأسفانه نگره هاى غربى در بسيارى از نگاه هاى ما نفوذ يافته است، براى مثال مسأله امامت و رهبرى يك امتياز و حق نيست بلكه يك مسئوليت اجتماعى است و برداشتن آن از دوش زنان، به عنوان كم شدن وظايف و مشقّت است چنان كه جهاد و جنگ بر زنان واجب نيست.
ب. اين امر مستلزم اختلاط زن و مرد است و خداوند با توجه به ويژگى هاى خاص زن، راضى به اين اختلاط با مردان نيست چرا كه اين اختلاط نه به نفع زن است و نه به نفع مرد.
ج. زن با توجه به مهر و عطوفتى كه سر تا پاى وجودش را در بر گرفته است اگر عهده دار امورى شود كه از محيط عاطفه و احساس جدا باشد. پيامد منفى دوسويه دارد؛ از يك سو عواطف و روحيه زن جريحه دار مى شود و از سوى ديگر برش هاى مديريتى و سرعت گردش كار اختلال پيدا مى كند. البته موارد استثنا در مديريت قوى برخى زنان، قابل تعميم به همگان نيست. اهميت اين موضوع به گونه اى كه برخى مشاغل اگرچه براى زن مجاز است اما تشويق به آن سزاوار نيست و در برخى موارد مانند قضاوت به طور كلى اشتغال زن جايز نيست.
تذكر اين نكته خالى از لطف نيست كه مسئوليت اداره جامعه، مسئوليتى است كه انبياء بزرگ الهى مانند حضرت موسى عليه السلام وقتى به مقام نبوّت نائل مى شدند از درگاه ربوبى تقاضا مى كردند تا سنگينى اين مسئوليت را بر آنان آسان نمايد:
«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي. وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي. وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي. يَفْقَهُوا قَوْلِي»(12)
«سينه ام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز، و از زبانم گره بگشاى [تا] سخنم را بفهمند».
و نيز خداوند درباره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»(13)
«آيا براى تو سينه ات را نگشاده ايم؟ و بار گرانت را از [دوش ]تو برنداشتيم؟ [بارى] كه [گويى ]پشت تو را شكست. و نامت را براى تو بلند گردانيديم. پس [بدان كه] با دشوارى، آسانى است. آرى، با دشوارى، آسانى است. پس چون فراغت يافتى، به طاعت دركوش؛ و با اشتياق، به سوى پروردگارت روى آور».
مسئوليت زمامدارى جامعه آن قدر سنگين است كه تحمّل آن براى اشرف مخلوقات و برگزيده بشر يعنى حضرت محمد صلى الله عليه و آله نيز سخت و طاقت فرساست.
در پايان گفتنى است: «اگر همه پيامبران مرد بودند به اين معنا نيست كه اين مقام (كمال معنوى) مخصوص مردان است بلكه كمال معنوى به ولايت اختصاص دارد و در ولايت ميان زن و مرد تفاوتى نيست و هر دو مى توانند «ولى اللّه » باشند».(14)

زن و قضاوت
پرسش 40 . چرا در اسلام زن نمى تواند قاضى شود؟

اولاً، منصب قضاوت بر خلاف برخى ديدگاه ها كه آن را موقعيت ممتاز شغلى مى دانند، در اسلام به عنوان تكليفى خطير است.
در خطرناك بودن اين منصب همان بس كه رسول مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «كسى كه به عنوان قاضى منصوب مى شود مانند آن است كه بدون كارد ذبح گردد».
يا در جايى ديگر مى فرمايند: «قضات چهار دسته اند: دسته اول آنان كه بدون علم حكم به ناحق مى كنند. دسته دوم كسانى كه با علم حكم به ناحق مى كنند. دسته سوم آنان كه بدون علم به حق حكم مى كنند. و دسته چهارم كسانى كه با علم به حق حكم مى كنند. سه دسته اول همگى در جهنم اند و فقط دسته چهارم جزو نجات يافتگان خواهند بود».
ثانياً، طبق فتاواى مراجع تقليد و علماى دين و بنا به تأكيد حُكم عقل، قاضى بايد در نهايت عدالت و به دور از تأثيرپذارى از عوامل احساسى، عاطفى اقدام به بررسى ادعاهاى طرفين و صدور حُكم كند. قاضى گاهى نياز به ديدن صحنه هاى جنايت و شنيدن حوادث خشونت بار و جرائم پيدا مى كند. اين در حالى است كه خصوصيات خاص فيزيولوژيكى، روانى، عاطفى و هيجانى زن در اين گونه موارد او را به نحو معنادارى از مرد متمايز مى كند كه به بعضى از يافته هاى علوم تجربى و رفتارى معاصر در اين موضوع اشاره مى كنيم:
الف. زنان و مردان در نوع هشيارى متفاوت هستند: مردان هشيارى با ديد متمركز دارند و زنان هشيارى با حواس و ديد باز. همين مسئله در نوع قضاوت مرد و زن تأثير مى گذارد. مردان در صدور رأى، تمام جوانب مخفى رأى را مى بينند اما خانم ها به اشد مجازات فكر مى كنند. زيرا همان گونه كه در ابراز محبت سريع هستند در اعمال خشم هم شديد هستند.
زنان از هر 100 محركه، 90 محركه را درك مى كنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ تر از مردان است. از اين رو در تصميم گيرى ها با هم متفاوت هستند. اين متمركز بودن مردان و گسترده نگرى زنان در تصميم گيرى هاى آنها نقش بسيار مؤرى ايفا مى كند»(15)
ب. حافظه و ضبط: «زنان در حافظه فورى از مردان برترند و در حافظه غيرفورى (درازمدت) مردان بر زنان برترى دارند»(16)
ج. هيجان پذيرى: «زن هميشه هيجان پذيرتر و هيجانى تر از مرد در نظر گرفته شده است»(17)
«ترمن و ميلز واكنش هاى افراد بزرگسال زن و مرد را در موقعيت هايى كه سبب ايجاد ترس، خشم، نفرت و ترحم مى شوند مشاهده كرده اند و نه تنها به اختلافات كميتى (كه زنان هيجانى ترند) بلكه به اختلافات كيفيتى هم برخورد كرده اند».(18)
خلاصه آنكه اقتضائات جسمى، روانى و عاطفى زن به نحو چشمگيرى متمايز از مرد است كه اين اختلاف مقتضى تقسيم وظائف و توانمندى ها در ابعاد مختلف فردى و اجتماعى خواهد بود كه شامل بحث قضاوت نيز مى گردد. البته از نظر علمى، زن مى تواند مسائل حقوقى اسلام را از روى اجتهاد استنباط كند و شاگردانى تربيت كند كه در مسند قضا بنشينند اما از جهت اجرايى سزاوار است كه از منازعات به دور باشد.(19)

زن و امام جماعت
پرسش 41 . چرا زن نمى تواند امام جمعه يا امام جماعت باشد؟ آيا اين نشان نقص زن است؟

در خصوص امامت جمعه، چون اين منصب منحصر به اقامه نماز جمعه نمى شود بلكه مستلزم يك سلسله كارهاى اجتماعى و مديريتى در جامعه است كه اين امر خود مقتضى فعاليت هاى خارج از منزل و ارتباط با افراد غيرمحرم است و رويكرد دين مبين اسلام براى رعايت عفاف، اجتناب از تماس نامحرمانه بين زن و مرد و حضور بيشتر بانوان در خانواده، و عهده دارى وظايف مقدس مادرى است كه مركز و كانون سعادت است؛ آنچنان كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: «بهشت زير پاى مادران است».
به هر صورت بايد توجه داشت كه امامت جماعت يا جمعه، امتيازى نيست كه عدم آن نشانه نقص باشد، چنان كه بسيارى از مردان نيز چه بسا در تمام دوره زندگى خود امامت جمعه و يا امامت جماعت را برعهده نداشته باشند زيرا همانطور كه خداوند متعال فرمود، يگانه ارزش نزد خداوند متعال، در پرتو كسب تقواى الهى است، «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ»(20) كه براى همگان ميسّر است و هيچ پيش شرط جنسيّتى يا قومى و نژادى ندارد و راه كسب آن نيز عبوديت و بندگى خداوند است.
علاوه بر اينكه نفى جواز امامت جماعت توسط بانوان، امر مسلّم نزد همه فقهاء نيست، بلكه بعضى از فقهاء از جمله مقام معظم رهبرى معتقدند كه امامت جماعت بانوان براى بانوان منعى ندارد.(21)
گذشته از همه اينها حفظ عفاف و پاكدامنى زن و مرد، و رعايت حريم در نظام اسلامى يك اصل است، چرا كه هر اندازه، روابط بيشتر و تماس ها نزديك تر باشد، زمينه تحريكات، هيجان ها و وسوسه ها فراهم تر مى شود و خطرات احتمالى ديگرى را در پى دارد. اگر زن امام جماعت شود به طور طبيعى اندام زنانه در جلو مردان و شنيدن صداى زنان تحريك كننده است و با روح عبادت و پرستش الهى كه همان ذكر و ياد خداوند و مبارزه با وسوسه شيطان و هواهاى نفسانى باشد، سازگار نيست.
از همين رو، رسول گرامى اسلام فرمود: «ميان زنان و مردان نامحرم فاصله قرار دهيد زيرا بر اثر ملاقات و اختلاط، گرفتار دردى مى شويد كه درمان ندارد. بر شما باد كه از اختلاط با زنان اجتناب نماييد»(22)
بنابراين، آموزه هاى دينى توجه ويژه به عفاف و حريم شخصى زنان و مردان دارد و اين مسأله با اختلاط زن و مرد و پيش نماز بودن زن سازگار نيست.

زن و مرجعيت
پرسش 42 . چرا از بانوان كسى به درجه مرجعيت نرسيده است؟

بانوان به درجه اجتهاد مى رسند و چنين بانوانى در تاريخ بوده اند و هستند؛ اما مسئله مرجعيت يك تكليف مشقت بار اجتماعى است كه از عهده زنان برداشته شده است.
جهت توضيح بيشتر، توجه شما را به نكات ذيل جلب مى كنيم:
مسئله اجتهاد و تقليد، مرجعيت و فقاهت يكى از مباحث ارزشمند و سرنوشت ساز جامعه اسلامى است كه تداوم اصالت اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله، و بقاى ارزش هاى اخلاقى، الهى و استقلال نظام اسلامى به آن بستگى كامل دارد. ضرورت نياز به مجتهدين و متخصصان كه به نيازها و پرسش هاى گوناگون جامعه پاسخ دهند بر كسى پوشيده نيست. اما مهم تبيين شرايط و معيارهاى اجتهاد است.
معيارهاى علمى و تحقيقاتى:
اجتهاد و استنباط احكام الهى به يك سلسله از علوم مقدماتى نياز دارد تا با كمك آن، فقيه بتواند مسايل شرعى را شناخته و استخراج نمايد، مانند: ادبيات عرب، علم منطق، فلسفه و حكمت الهى، علم اصول فقه، علم فقه و علم رجال.(23)
پس فقيه و مجتهد از منظر شيعه كسى است كه در علوم و رشته هاى لازم براى فقاهت، تخصص داشته و داراى قدرت استخراج و ابتكار و ذوق لازم براى درك مسايل اسلامى باشد. يعنى بتواند از مصادر وحى، قوانين و احكام الهى را درك و استنباط كند.
همان طور كه مى دانيد اين شرايط و معيارها در انحصار كسى نيست. هر مسلمان محققى اعم از زن و مرد مى تواند اين راه را انتخاب نموده و به قدرت استخراج احكام الهى دست يابد. و از ميان زنان نيز كسانى مانند مرحومه خانم امين بودند كه به مقام اجتهاد و فقاهت و مراتب بالاى علمى دست يافتند.
معيارهاى معنوى:
بنا بر گفته برخى بزرگان، تقوى و عدالت در اجتهاد مطرح است تا متخصص مؤن هرگز منحرف نشود. صداقت و امانت دارى نيز يكى از شرايط ارزشمند اجتهاد است تا اصالت و سلامت مكتب را پاسدارى كند و ريشه هاى خودمحورى، منفعت پرستى و دروغ پردازى نابود گردد. و با معيارهاى معنوى به كشف احكام الهى بپردازد و بتواند واقعيت ها را درك و به جامعه اسلامى ارائه دهد.(24)
شايان ذكر است بسيارى از فقها شرايط اخلاقى ياد شده را از صلاحيت هاى لازم در مرجعيت مى دانند و براى اجتهاد به عنوان كارشناسى دينى، اين شرايط را لازم نمى شمرند. گرچه براى ديگران اعتبارى ندارد. بنابراين مجتهد فاسق، نظر فقهى اش براى خود وى حجت است و مى تواند به برداشت خود عمل كند، اما نظر او براى ديگران فاقد اعتبار است. اما همچنان كه گذشت عده اى ديگر معتقدند انسان فاسق حتى برداشت هايش نيز چه بسا ناصواب و غيرقابل اطمينان باشد.
مرجعيت علاوه بر بُعد علمى يك منصب اجتماعى و يك سمت اجرايى است و مرجع، عامل ارتباط ميان خلق و خالق و راهنماى مردم است، و مردم در همه ابعاد زندگى به طور تعبّدى از او تبعيت مى كنند. در مرجعيت علاوه بر معيارهايى كه در اجتهاد ذكر شد، مرد بودن نيز شرط شده است تا با مردم معاشرت و برخورد داشته و از نزديك به مشكلات و نيازهاى آنان رسيدگى نمايد و آن ها را به حضور بپذيرد.
گاهى گفته مى شود: اگر مرجع تقليد مرد باشد، زن نيز ناچار است نزد او مراجعه كند، احكام، مشكلات و سؤال هاى علمى خود را مطرح كرده و پاسخ دريافت نمايد. جواب اين است كه اين ارتباط بسيار محدود و كار روزانه او نيست و لذا مشكلى را هم ايجاد نمى كند. اما اگر زن يكى از مسئوليت هاى مهم كليدى از جمله «مرجعيت» را به عهده بگيرد، كار روزانه او پاسخگويى به صدها مرد متقاضى از اصناف و ارگان هاى مختلف اعم از دولتى و غيردولتى و مانند آن است. (25)
البته اگر زن بر اثر تلاش و مجاهدت هاى علمى همانند مرحومه خانم امين، به مقام اجتهاد و مرجعيت نايل گردد، مى تواند به نظر و فتواى خود عمل نمايد و حتى طبق نظر برخى از انديشمندان زنان ديگر هم مى توانند به لحاظ فتواى دينى، وى را به عنوان مرجع تقليد انتخاب نموده و از نظريات او پيروى نمايند همان گونه كه برخى عقيده دارند زن مى تواند امام جماعت زنان شود.(26)
به عبارت ديگر، لازمه مقام مرجعيت، ايفاى مسئوليت هاى سنگين و طاقت فرساى اجتماعى و گاهى رهبرى مبارزات سياسى است و اين كارها مستلزم سختى ها و حضور اجتماعى بيش از توان زنان است. بنابراين مرجعيت يك مقام اجرايى است اما فقاهت و اجتهاد، كمال است؛ مرجعيت به خودى خود، كمال و ارزش محسوب نمى شود.
آيه اللّه جوادى آملى در اين زمينه مى فرمايد: «كارهاى اجرايى به منزله امانتند، مرجعيت «امانت» است ولى فقاهت «ملك» است. وزارت امانت است، اما تقوا ملك است. آنچه تعلّق به جان دارد و كمال روح است، زن و مرد يكسانند. اما در محدوده آنچه امانت و وظيفه است و جداى از جان است، كارها تقسيم شده است»(27) بنابراين زنان به خاطر ويژگى ها و صفات طبيعى كه دارند از مسئوليت مرجعيت معاف هستند و اين منافاتى با تحصيل علم فقه و اجتهاد ندارد زيرا هر كسى مى تواند به مقام اجتهاد دست يابد و اختصاصى به مردان يا زنان ندارد.(28)

مرجعيت و مسائل زنان
پرسش 43 . چرا احكام ويژه زنان توسط مردان نوشته مى شود در حالى كه زنان چه بسا به مسائل خودشان بيشتر از مردان آگاه باشند؟

احكام اسلامى، برگرفته از تشريع و قانون گذارى خداوند است كه توسط پيامبر گرامى اسلام و امامان معصوم عليهم السلام، به مردم ابلاغ شده است. بنابراين منشأ و مبناى اعتبار احكام و مقرّرات در همه اديان و به طور مشخص در اسلام، اراده و خواست خداى متعال است و همان گونه كه ابلاغ آيات و احكام توسط پيامبران و امامان كه همگى مرد بودند هيچ مشكلى را ايجاد نكرده بيان احكام زنان از سوى مراجع تقليد مرد نيز مشكلى را به وجود نخواهد آورد. گرچه به لحاظ فتواى برخى از مراجع بزرگ، زنان مى توانند براى ساير زنان مرجع تقليد شوند و زنان از وى پيروى كنند. امّا در اصل استنباط و كشف حُكم تفاوتى ميان زن و مرد نيست و از جهت موضوع شناسى، مراجع تقليد نيز، مى توانند از زنان درباره امور اختصاصى مشاوره بگيرند و مسايل فقهى را بر اساس آن و مدارك ديگر استنباط كنند. هم چنان كه پزشك مرد كه در زمينه بيمارى هاى زنان تخصص دارد هرگز مشكلات باردارى، قاعدگى و... را احساس نكرده است؛ اما اين امر دليل نمى شود كه وى نتواند در اين زمينه نظر بدهد و به معالجه بپردازد.
نكته اى كه شايد دغدغه بعضى بانوان محترم باشد و آن احتمال جهت گيرى مردان به نفع مردها يا به ضرر زن ها باشد كه شرط عدالت و تقوا در مرجعيت آن هم در حد بسيار بالا مانع اين جهت گيرى و غرض ورزى خواهد شد و در حقيقت احكام زن يا مرد نداريم بلكه آنچه براى مرجع تقليد مهم است استنباط احكام الهى است كه صاحب نظران باتقوا و بى غرض به كشف آن مى پردازند.(29)

حق اشتغال زن و محدوديت ها
پرسش 44 . ديدگاه اسلام درباره اشتغال زن چيست؟ آيا حجاب اسلامى مانع جدى اشتغال و عامل ركود فعاليت هاى اجتماعى زنان نيست؟ اشتغال زنان در جامعه امروزى با نقش مادرى زنان و نيز با توصيه حضرت زهرا عليهاالسلام مبنى بر منع اختلاط چگونه سازگار است؟

براى بيان پاسخ صحيح براساس اسلام ناب و پرهيز از افراط و تفريط به ديدگاه استاد شهيد آيه اللّه مطهرى در تبيين حق حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان اشاره مى كنيم. عصاره بيان ايشان در كتاب نظام حقوقى زن در اسلام چنين است:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلق به زن تصرف كند. براساس آيات قرآن، زنان همانند مردان در نتايج كار و فعاليت هايشان ذى حق هستند.(30)
«زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه در خانه به وى واگذار شود مجانا و تبرعا انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصرا به خود او تعلق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاما به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسئله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد. اسلام ساز و كارهايى را براى مسئله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران و توصيه به منع اختلاط اشاره كرد.
ب. حجاب اسلامى زن و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصصا يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مردم هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند. نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدد مآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متدين، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.
ج. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال
يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است.
اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش زن در فروشگاه ولو اينكه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنان كه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز باشد.
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است و زن عضو اين دايره است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معينى منع كند. البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر.
گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه ازاين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند.
د. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام نمى خواهد زن به صورت موجود مهملى درآيد كه به جاى شكوفايى استعدادهايش، كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و تخريب بنيان خانواده باشد. اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن تحريم مى كند.
در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على عليه السلام، هم دوش برادرش حسين عليه السلام در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤثر دارد و اصلاً فلسفه اينكه اباعبداللّه عليه السلام اهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.
ه . شركت زن در مجامع
اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و نيز به خطر شكسته شدن حصار عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نمازجمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، تشييع جنازه و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا صلى الله عليه و آله به برخى از زنان اجازه ميداد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست و يكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند و همين را بيعت شمرد. فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى، بهداشتى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احيانا وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.
توصيه اخلاقى
روايات در كتب روايى نقل شده است كه ظهور بدوى آن منع از حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما به دليل ادلّه قطعى ديگر از آيات و روايات و سيره معصومان خلاف ظهور آن روايات، آن دستورات به توصيه هاى اخلاقى و اوامر ارشادى حمل شده است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤمنان عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن»(31)
2. حديث منقول از حضرت زهرا عليهاالسلام: «روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على عليه السلام كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا عليهاالسلام نقل كرد. زهرا عليهاالسلام فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند» (32)
اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟!
آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «هم دوش» و جنس مخالف مى كند؟! ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد و در ميزان پوشش مقرر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است.(33)

زن و فعاليت اجتماعى
پرسش 45 . راه چاره فعاليت هاى اجتماعى و سياسى و تحصيل براى زنى كه ازدواج كرده و شرط ضمن عقد نكرده، چيست؟ آيا مى بايست محدود و خانه نشين باشد؟

با تأكيد بر لزوم حسن معاشرت و رعايت حقوق و احترام متقابل، در پاسخ به اين سؤال بايد دانست، اين مشكل درباره همه روابط حقوقى وجود دارد كه گاه يكى از طرفين عقد يا هر دوى آنها به برخى از اختيارات قابل شرط گذارى آگاهى ندارد و پس از بستن قرارداد متوجه آن گرديده و به خاطر از دست دادن آن احساس نگرانى مى كنند.
طبيعى است در اين موارد نمى توان يك جانبه پيامدهاى حقوقى عقد را بر هم زد و گرنه تمام قراردادها و عقود با پشيمانى يكى از طرفين متزلزل و ناپايدار مى شود. در نتيجه بايد حتى الامكان پيش از قرارداد طرفين را دقيقاً نسبت به ماهيت قرارداد و امور جانبى آن آگاه ساخت. از همين رو اسلام نيز آگاهى به نوع قرارداد را لازم و عقل و بلوغ و اختيار و قصد را از شرايط لازم دانسته است؛ تا قراردادها استوار بمانند. ضمن آن كه اجازه داده است طرفين به گونه ديگرى به توافق برسند.
در خصوص مسئله مورد نظر سه راه وجود دارد:
1. بهترين روش، توافق بر اساس روش دوستى و رحمت و اخلاق است كه زن با استدلال و جلب محبت، رضايت مرد را در جهت تأمين خواسته اش حاصل كند.
2. در مرحله دوم مى تواند كارهايى را كه از نظر شرعى و حقوقى وظيفه او نيست ولى به طور متعارف زنان انجام مى دهند (مانند خانه دارى، شير دادن فرزند و...) را وابسته به اجازه قبول شرط توسط شوهر كند.
3. در صورت عدم رضايت شوهر، چنان چه وى به سخت گيرى هاى بى جا و طاقت فرسا مبادرت ورزد، به مراجع حقوقى و قضايى مراجعه كند. البته انتظارات و رفتارها بهتر است بر مبناى اخلاق و تربيت اسلامى زن و مرد صورت گيرد.
پيامبر گرامى اسلام مى فرمايد: «كامل ترين مؤمنان از حيث ايمان خوش خُلق ترين آنها است و شايسته ترين شما آنهايى هستند كه با زن هاى شان خوش رفتارند».
در نظام دينى روابط خانوادگى مى بايد به گونه اى تنظيم يابد كه زن و مرد، هيچ يك به ديگرى ضرر و زيان وارد نياورد و رفتار هر يك براساس معروف، عدالت، تفاهم و مشاوره صورت گيرد. از همين رو، قانون مدنى در ماده 1130، تصريح مى دارد: «زن و شوهر مكلف به حُسن معاشرت با يكديگراند».
حُسن معاشرت و رفتار نيكو، معنا و مفهومى گسترده داشته و تمامى امور و روابط حسنه را در بر مى گيرد كه راهكار مهمى در راستاى استحكام مبانى خانواده و پويايى آن تلقى مى گردد. بر اين اساس مى توان گفت كه خودكامگى مرد در محيط خانواده به حُسن معاشرت آسيب رسانده و بنيان خانواده را دچار مخاطره مى نمايد، لذا ناپسند و غيرعُقلايى است و خانواده را از رشد فكرى، روحى و سلامتى باز مى دارد در اصل 21 قانون اساسى آمده است: «دولت مؤظف است حقوق زنان در تمام جهات با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد:
اولاً. ايجاد زمينه هاى مساعد براى رشد شخصيت زن و احياى حقوق مادى و معنوى او...». تعبير «حقوق زن در تمام جهات» عام است و يكى از مصاديق آن حق اشتغال، تحصيل و فعاليت هاى سياسى ـ اجتماعى است.
شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز در مصوبه ماده 2، لازمه تحقّق عدالت اجتماعى را در زمينه سازى حضور بانوان دانسته و مقرّر مى دارد: «اشتغال بانوان در مشاغل فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و ادارى از جمله شرايط و لوازم تحقّق عدالت اجتماعى و تعالى جامعه است و بايد به آن وقع لازم گذاشته شود»
طبق مفاد اين تصويب نامه، فعاليت هاى سياسى اجتماعى نه تنها حق زنان است، بلكه تضمين عدالت اجتماعى و رشد و پويايى جامعه در پرتو آن خواهد بود. البته همه اينها منوط به اين است كه اشتغال زنان و فعاليت هاى سياسى و اجتماعى آنها به گونه اى نباشد كه منافى حقوق شوهر و يا باعث اخلال در وظايف اصلى زن گردد.
برنامه اسلام در مورد ازدواج به گونه اى طراحى شده است كه زنان نه آنچنان اسير و منزوى شوند كه در كُنج خانه ها خاموش و افسرده گردند و نه آن چنان آزاد گردند كه به ابتذال و ناهنجارى منجر شده و نوعى آشفتگى و گسيختگى بر روابط خانواده سايه افكند. در واقع هدف اساسى آموزه هاى دينى از اين حقوق و تكاليف اين است كه زنان و مردان شخصيت واقعى خويش را بازيافته و به آنچه شايسته و مصلحت است دست يابند. از اين رو هميشه زن و شوهر بايد اين نكته مهم را با خود مرور كنند كه «شريك زندگى غير از شريك تجارى است و كانون خانواده، بايد با عشق و دلدادگى زن و شوهر شروع شود و استمرار يابد»
ثانياً: براى تشكيل خانواده كه هسته بنيادين و خميرمايه جامعه بزرگ تر است اخلاق و تربيت اسلامى بايد حرف اول را بزند و قبل از قرارداد و بالاتر از قرارداد، مرد و زن بايد بياموزند و عمل كنند كه حقوق يكديگر را تضييع نكنند.
ثالثاً: اگر مرد يا زن اخلاق و تربيت اسلامى را رعايت نكردند و اجحاف بيش از حد به طرف مقابل روا دارند، نظام حقوقى و قبل از آن نظام قانونگذارى بايد مكانيسم هايى را تعبيه كنند تا افراد احساس نكند در آن جامعه مطرود هستند.
طبيعى است كه رسيدن جامعه به اين اهداف بلند و رعايت حقوق همديگر در عرصه اجتماع و خانواده، نيازمند فرهنگ سازى، برنامه ريزى، آموزش و توانمندسازى زنان دارد. در واقع هرچه گستره اين فرهنگ سازى بيشتر باشد ميزان تأثير اجتماعى زن و برخوردارى آنان از حقوق و امتيازات كه ريشه در آرمان ها و اعتقادات دينى مان دارد، افزايش مى يابد. از نظر اسلام، عرصه فعاليت اجتماعى، اقتصادى و سياسى براى زنان كاملاً باز است و بحث فرهنگ سازى مى تواند در جامعه اسلامى با بهره گيرى از پشتوانه اعتقادات دينى بستر رشد زنان و رفتار خردمندانه و كريمانه مردان را فراهم نمايد.

محدوديت روابط زن و مرد
پرسش 46 . چرا اسلام ارتباط بين زن و مرد را محدود كرده است؟

انسان موجودى است اجتماعى و نياز به ارتباط، تعامل و معاشرت دارد. انتخاب دوست، شريك و هم كلاسى ها، نشانه درايت و خردورزى افراد بوده و در شكل گيرى شخصيت، رشد فكرى، اجتماعى و علمى آنان تأثير بسزايى دارد، بدين سان داشتن روابط، ضرورت دارد و اصولاً يكى از نيازهاى مهم زندگى انسان به ويژه نسل جوان است؛ ولى چگونگى ارتباط و ضوابط حاكم بر آن از اهميت بيشترى برخوردار است چرا كه هر نوع ارتباطى هميشه «درست» يا «نادرست» نيست و ارتباط ها را مى توان براساس اهداف و محتواى آن ارزيابى و داورى كرد. روابط اجتماعى به روشى كه دنياى غرب آن را پذيرفته است و رواج مى دهد، اختلاط دختر و پسر است كه پيامدهاى زيان بار آن را مى بيند و به رخ نمى آورد، نه روابط هدفمند و قانونى كه به رشد علمى، شكوفايى استعدادها و آرامش دختر و پسر كمك كند. اسلام با اختلاط دختر و پسر مخالف است، نه با روابط سالم و ضابطه مند كه در آن شرايط و تعهدات طرفين تعريف شده و زمينه براى ارتقاى شخصيت علمى، فرهنگى، بهداشت روانى و آرامش روحى آنان فراهم مى شود. از منظر آموزه هاى دينى خردمند كسى است كه در انتخاب دوست و استحكام بخشيدن به روابط دوستانه، دقّت و اهتمام جدّى داشته باشد تا از آفت هاى ارتباط ـ كه هر لحظه ممكن است خرمن عفت و پاكى اش را آتش بزند ـ مصون بماند.
قرآن كريم مردان و زنان را از ارتباط هاى پنهانى و غيرمشروع بازداشته است.(34) اميرمؤمنان على عليه السلام نيز از سلام كردن به زنان جوان اجتناب مى ورزيد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در زمان زندگى خويش دستور دادند كه درب ورودى زنان به مسجد، از درب ورودى مردان جدا باشد.
راهنمايى هايى كه در آيات و روايات براى حريم گرفتن دختر از پسر و زن از مرد در ارتباط و روابط اجتماعى بيان شده است، بيانگر اين حقيقت است كه از نظر روانى و تربيتى اختلاط دختر و پسر و روابط آزاد آنان سخت زيان بار است، زيرا هر ارتباطى كه از شرايط و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها اهداف را برآورده نمى سازد، بلكه جز خسارت نتيجه اى ندارد، به ويژه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آنچه در معرض خسارت، ضرر و تهديد قرار مى گيرد مال و سرمايه نيست بلكه عفّت و پاكدامنى است كه اگر از كف رود هرگز جبران پذير نيست. دختران و پسران كه به صورت غيرقانونى و نامشروع با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند نيروها و استعدادهاى شاداب جوانى را از دست داده و گرفتار هيجانات بيهوده مى شوند و در فرداى زندگى خود احساس گناه و پشيمانى مى كنند به گونه اى كه از دايره زندگى و انديشه متعادل خارج مى شوند. اسلام به خطرات ناشى از روابط آزاد دختر و پسر كه معمولاً با خيانت، بى وفايى، شكست و... همراه است، كاملاً آگاه مى باشد و لذا نهايت مراقبت را در روابط و برخوردهاى دختران و پسران دارد، در عين اينكه طرفدار مشاركت دختران و پسران در جامعه به شكل معقول و با حفظ حريم است، اجازه نمى دهد كه آنان به صورت مختلط در محافل عمومى، مدارس و دانشگاه ها نشست و برخاست داشته و ارتباط هاى غيرقانونى برقرار نمايند چون اين گونه ارتباط ها فاقد شرايط يك ارتباط سالم و هدفمند است و ويژگى هاى لازم در مؤلّفه هاى آن رعايت نشده مقرون به آسيب است و عفّت و پاكدامنى جوانان را خدشه دار خواهد نمود. از همين رو، در جامعه دينى وجود حريم و برقرارى ارتباطات براساس شرايط و هدف هاى تعريف شده، يك اصل است و در نظام اخلاقى جامعه، حفظ عفاف و پاكدامنى زن و مرد نقش مؤثرى دارد.(35)
بنابراين، محدوديت ها و ضوابط كه در زمينه ارتباط زن و مرد وجود دارد، به منظور سلامت افراد جامعه، بهداشت روانى و پويايى سازمان خانواده مقرّر شده است. بدون ترديد اگر معاشرت هاى دختر و پسر براساس شرايط و معيارهاى تعريف شده آموزه هاى دينى شكل نگيرد و به سامان نرسد، حسرت و افسوس دايمى را به دنبال داشته و موجب رخوت و تزلزل نظام خانواده خواهد شد، از اين رو، اسلام خواسته است با وضع يكسرى ضوابط و شرايطى، ارتباط زن و مرد را هدفمند ساخته و زندگى اجتماعى را به سوى كمال و معنويت سوق دهد.

خوانندگى زنان
پرسش 47 . صداى خوب زن يك نعمت است، چرا در اسلام براى آن محدوديت قرار داده شده است؟

انسان ها در نهاد خويش به صداى خوش ميل دارند و گوش دادن آن نيز موجب تلطيف روح انسان مى شود. اما گاهى همين نعمت خدادادى مفاسدى را به همراه دارد. بديهى است كه در چنين مواردى خواندن يا گوش دادن آن نه تنها مطلوب نيست بلكه حرمت هم خواهد داشت. صداى زيباى زنان، براى مردان انگيزش شهوانى داشته و مفاسدى را به دنبال خواهد داشت. بديهى است كه در چنين موردى براى جلوگيرى از مفاسد و در واقع جلوگيرى از سوء استفاده از اين نعمت در اسلام، محدوديت هايى وضع شده است. پس اين محدوديت ها نه تنها خلاف عقل نيست بلكه كاملاً مطابق عقل است؛ زيرا از نعمت داده شده، استفاده صحيح نمى شود و در جهت خلاف حكمت از آن بهره گرفته مى شود.
شايان توجه است كه در حرمت موسيقى، ترانه هاى غنايى و طرب انگيز و لهوى، ميان زن و مرد تفاوتى نيست. آهنگ بيان كلمات نيز مهم است؛ لذا اگر قرآن را نيز به شكل غنا و طرب انگيز بخوانند حرام است.
البته صداى مردان با زنان تفاوت دارد، صداى مردان به طور مشخص از صداى زنان بم تر است و صداى زنان مهيّج است. مردان از سه سطح تقابلى، زير و بمى آهنگى برخوردارند، در حالى كه زنان داراى چهار سطح اند و اين خود سبب مى شود كه به راحتى احساسات و عواطف گوناگون را ابراز و ديگران را تحت تأثير قرار دهند.(36)
از آنجا كه آستانه ديد و شنوايى مردان به جنس مخالف حسّاس است؛ از اين رو محدوديت هاى شديدترى در خواندن و حتى صحبت كردن براى زنان قرار داده شده است.
قرآن كريم، براى همسران پيامبر توصيه مى كند كه جدى و خشك و معمولى سخن گويند و با تعابير تحريك آميز كه گاه كشش خاصى دارد صحبت نكنند، مبادا كه افراد، مريض القلب به فكر شهوت بيفتند:
«يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» (37)
«اى همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستند، اگر سر پروا داريد، پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد، و گفتارى شايسته گوييد»
از اين آيه پيداست، اسلام در مسايل مربوط به عفّت عمومى سخت گير و موشكاف است محدوديت هايى كه در اين باب هست براى حفظ سلامتى روحى و معنوى زن است كه مستلزم سلامت مرد و در نتيجه سلامت همه جامعه مى باشد و مراعات نكردن اين حدود، نه تنها سلامت معنوى زن؛ بلكه، سلامت معنوى همه جامعه را تهديد مى كند.
از نكات ياد شده، معلوم مى شود. حتّى بر فرض اينكه معلومات و تحقيقات ما درباره موسيقى به حدّى رسيد كه اثبات كرديم موسيقى بر دو نوع مشروع و غيرمشروع (لهوى) تقسيم مى گردد، باز هم بايد در حركت انسان در مرز اين دو نوع احتياط كنيم، زيرا جاذبيت موسيقى - به ويژه همراه با صداى زن - همواره رو به سوى منطقه ممنوعه مى باشد.(38)

پی نوشت ها:
(1) براى آگاهى بيشتر ر.ك:
الف. حقوق زن در قرآن، مصباح يزدى، صص1821؛
ب. اصول بنيادين در نگرش اسلامى نسبت به حقوق زن، سيد ابراهيم حسينى؛
ج. كاوشى در مفهوم رجال مذهبى و سياسى، سيد احمد مير مرتضايى، مجله معرفت، شماره82، مهر1383.
(2) به نقل از: سيماى زن در آيينه فقه شيعه، زهرا گواهى، بى جا، سازمان تبليغات اسلامى، چاپ اول، 1349، ص 225.
(3) همان.
(4) آل عمران 3، آيه 37.
(5) تفسير عياشى، ج 1، ص 171، ح 41.
(6) آل عمران 3، آيات 42-43.
(7) قصص 28، آيه 7.
(8) تحريم 66، آيه 13.
(9) بحارالانوار، ج53، ص 180 ـ179.
(10) امالى، شيخ صدوق، ص194.
(11) اسرار الفاطميه، محمد فاضل المسعودى از: تفسير اطيب البيان، ج 13، ص 226، سيد عبدالحسين طيب.
(12) طه 20، آيات 28ـ25.
(13) انشراح 94، آيات 8 - 1.
(14) ر.ك: نسيم انديشه، جوادى آملى.
(15) روان شناسى زن و مرد، محمد مجد تيمورى، ص101.
(16) كتاب نقد، شماره 17، مقاله تفاوت هاى بيولوژيك زن و مرد، ص230.
(17) روان شناسى اختلافى زن و مرد، روژه پيره، ترجمه: محمدحسين سرورى و همكاران، ص83، تهران، 1361.
(18) روان شناسى اختلافى زن و مرد، روژه پيره، ترجمه: محمدحسين سرورى و همكاران، ص83، تهران، 1361.
(19) ر.ك: زن در آيينه جلال و جمال، جوادى آملى.
(20) حجرات 49، آيه 13.
(21) رجوع شود به رساله هاى عمليه مراجع تقليد و نيز: اجوبة الاستفتاآت، مقام معظم رهبرى، ص 167، مسئله 606.
(22) مرآة النساء، ص 140.
(23) فلسفه اجتهاد و تقليد، محمد دشتى، صص 54ـ53، مؤسه تحقيقاتى اميرالمؤنين، 1367.
(24) مستمسك العروة الوثقى، السيد محسن طباطبايى الحكيم، قم: مكتبة آيه اللّه مرعشى نجفى، 1404 ه. ق، ص 40، «يشترط فى المجتهد امور البلوغ، والعقل، والايمان والعدالة و...»
(25) زن در آيينه جلال و جمال، جوادى آملى، نشر فرهنگى رجا، چاپ چهارم، 1374، ص 381.
(26) مستمسك العروة الوثقى، السيد محسن طباطبايى الحكيم، پيشين، ص 43 ؛ نيز ر.ك: جوادى آملى، زن در آيينه جلال و جمال، پيشين، ص 383.
(27) زن در آيينه جلال و جمال، ص380.
(28) ر.ك: زن در آيينه جلال و جمال، ص382 ؛ زن از منظر اسلام، فريده مصطفوى و... ، ص114.
(29) براى آگاهى بيشتر ر.ك: جستارى در هستى شناسى زن، اسدالله جمشيدى و... ص77 به بعد.
(30) نساء 4، آيه 7 و 32.
(31) نهج البلاغه، نامه 31.
(32) شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، ص 9.
(33) مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 133، 412، 439 ـ 454، 509ـ551؛ ج 17، ص 397 ـ 395.
(34) مائده 5، آيه 5؛ نساء (4)، آيه 25.
(35) براى آگاهى بيشتر ر.ك: محمدرضا احمدى و همكاران، روابط پسر و دختر، قم: نشر معارف، چاپ اول، 1386.
(36) سيد هادى حسينى، فصلنامه كتاب نقد، ش 17، ص 168.
(37) احزاب 33، آيه 32.
(38) محمدتقى جعفرى، موسيقى از ديدگاه فلسفى و روانى، مؤسسه علامه جعفرى و انتشارات تهذيب، چاپ اول، 1380، ص 151.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .