فصل پنجم : حجاب و آرايش

حجاب در اديان
پرسش 31 . آيا در اديان يهوديت و مسيحيت حكم حجاب براى زنان و مردان وجود داشته است؟

بر طبق تورات و انجيل و حتى گفته هاى باقى مانده از زرتشت، حجاب بر زنان واجب بوده و نگاه به نامحرم حرام بوده است. حتى حجاب در بعضى از اديان الهى گذشته كمى سخت تر از حجاب اسلامى بوده است، هر چند امروزه به آن پاى بند نيستند.
شايان ذكر است كه تا سده هاى اخير تصاويرى كه از حضرت مريم عليهاالسلام نقّاشى مى شد با حجاب كامل بوده و حتى صورتش را نيز نقاشى نمى كردند اما امروزه صورتش را به صورت باز و حتى گاهى با آرايش به تصوير مى كشند و نيز فيلم ها و سريال هايى كه مربوط به گذشته مسيحيان مى باشد، زنان داراى حجاب و پوشش مناسب هستند. بنايراين اين نوع پوششى كه امروزه در ميان زنان يهودى و مسيحى مى بينيم حتى با سابقه تاريخى آنان منافات دارد.(1)
در كتاب مقدّس يهوديان آموزه هاى فراوانى يافت مى شود كه به طور صريح يا ضمنى، بر حجاب و پوشش زن و مسايل مربوط به آن تأكيد شده است. شيوه عملى يهوديان مبنى بر استفاده از روپوش هاى بلند و برقع و روبند (كه بارها در تورات آمده است)، جدا بودن محل عبادت زنان از مردان، منع گفت و گوى علنى مردان و زنان، ايراد خطابه زنان از پشت پرده و... همه نشان از سخت گيرى و شدت عمل در قوانين و سيره يهوديان درباره كيفيت پوشش است.(2)
«مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود را درباره حجاب زنان تغيير نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخى موارد، با تأكيد بيشترى حجاب را مطرح كرد»(3) چه اين كه در كتاب مقدس مسيحيان، آياتى درباره لزوم عفّت، آراستگى زن به وسيله حيا، پرهيز از آرايش با جواهرات و بافتن مو و هم چنين وجوب پوشاندن موى سر، دورى گزيدن از هر چيز تحريك آميز و... آمده كه احكام فقهى كليسا را ترسيم مى كند و شدت آن را نسبت به شريعت يهود نشان مى دهد.(4)
پاپ ها و كاردينال ها نيز دستوراتى مبنى بر رعايت كامل حجاب، وجوب پوشش صورت، دورى از نگاه به نامحرم و پرهيز از هرگونه جواهرات و تزئين موى سر، صادر كرده اند.(5)
تمام اين موارد نشان مى دهد كه گرايش به پوشش امرى فطرى است و سابقه طولانى دارد.

حجاب زن
پرسش 32 . در كدام آيه قرآن به «حجاب» اشاره شده، برخى ها گفته اند اصلاً حجاب در قرآن به معناى چادر نيست آيا اين حرف صحيح است؟

«حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و مانع، خواه مانع مادّى مانند پرده و ديوار(6) و يا مانع معنوى است. اين واژه هفت بار در قرآن كريم آمده و معناى آن در اين هفت مورد چيزى است كه(7) از هر نظر، مانع ديده شدن چيزى ديگرى مى شود. چنان كه درباره زنان پيامبر صلى الله عليه و آله در قرآن مجيد مى خوانيم:
«وَ إِذا سَألْتمُوهُنَّ مَتاعا فَسألوهُنَّ مِن وَراءِ حجابٍ...»(8)
«[به مسلمانان مرد سفارش شده] اگر از زنان چيزى خواستيد از پشت پرده درخواست كنيد»
با توجه به ذيل آيه(9) كه مى فرمايد: «ذَلِكَ اَطهُر لقلوبِكم و قُلوبِهُنَّ» مى توان فهميد كه مسئله آداب معاشرت زن و مرد با يكديگر را مطرح مى كند؛ چنان كه صدر آيه در همين موضوع بود و در آيات 32 و 60 سوره احزاب كه در خصوص حجاب اسلامى و نحوه برخورد و ارتباط زن و مرد نامحرم با هم رهنمود مى دهد، لذا به كارگيرى كلمه «حجاب» در قرآن كريم، به معناى حجاب اسلامى مصطلح نيست و همين معنا سبب گرديده بسيارى گمان كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود يا مثل ويل دورانت(10) بگويند: «اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مى رود»(11) و يا مدّعى شوند: حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت كرده است، در حالى كه آيات مربوط به پوشش اسلامى زنان پيش از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است.
همان گونه كه ويل دورانت مى گويد و كتب تفسير شيعه و سنّى آن را تأييد مى كنند اعراب چنين پوششى نداشتند(12) و عادتشان تبرّج و خودنمايى بود كه اسلام آن را ممنوع ساخت:
«وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِليَّةِ الاُولى»(13)
بنابراين، گرچه پوشش، فرهنگ عمومى و رايج بين همه ملل بود، اما پوشش اسلامى به نحوى كه ضمن پرهيز از خودنمايى، حدود و مشخصات خاصى دارد، از فرهنگ اسلامى وارد فرهنگ ايرانيان شد.
در قرآن مجيد درباره حجاب و پوشش از واژه «جلباب»(14) و يا «خمار»(15) استفاده شده و در روايات در بحث نماز (كتاب الصلوة) و ازدواج (كتاب النكاح) واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسيله پوشش زن در مقابل نامحرمان استفاده شده است.
ناگفته نماند؛ پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى كردن و قرار دادن آن پشت پرده و در نتيجه، عدم مشاركت اين گروه عظيم در فعاليت هاى اجتماعى نيست؛ چه اين كه مشاركت سياسى زنان در اسلام، زمانى به رسميت شناخته شد و آنان در كنار مردان در بيعت با رسول اكرم صلى الله عليه و آله قرار گرفتند كه عرف و جامعه آن روزگار، براى زن منزلتى قايل نبودند(16) و در غرب، با چهارده قرن تأخير آن هم از روى اضطرار و به منظور استفاده ابزارى از احساسات و آراء سياسى زنان مطرح گرديد، بلكه حجاب و پوشش زمانى مطرح است كه زن در اجتماع حضور مى يابد اما به جهت اينكه استفاده ابزارى از او نشود و از مزاحمت ها در امان باشد لازم است كه در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشاركتش در فعاليت ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد. (17)

پوشش موى سر
پرسش 33 . در هيچ يك از آيات قرآن، حتى در آيات حجاب، بحث از پوشش مو مطرح نيست. پس به چه دليل، پوشش اسلامى، شامل مو نيز مى شود؟ و اساساً در اسلام چه نوع پوششى توصيه شده است؟

در قرآن كريم براى پوشش بانوان، دو نوع لباس مطرح شده است:
1. خمار يا مقنعه(18) ، 2. جلباب يا چادر(19)
در مفهوم «جلباب» اختلاف نظر وجود دارد. آنچه با توجه به كتب لغت و گفتار مفسّران مانند طبرسى در مجمع البيان و فخر رازى در تفسير كبير و بعضى مفسرين ديگر و نيز اهل لغت(20) به دست مى آيد جلباب معناى لباس يا پيراهن گشاد و پوشش سراسرى مانند چادر يا عبا است كه زنان بدان وسيله سر و گردن و سينه خود را مى پوشانند. چنانكه در تعريف جلباب گفته اند:
«الجلباب: القميص أو الثوب الواسع».
يا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطى به المرأة رأسها و صدرها».
اما در اين ميان تفسير علاّمه طباطبايى و فيض كاشانى و بعضى از مفسرين اهل سنّت مانند قرطبى صحيح تر به نظر مى رسد(21) و آن اينكه: «هو ثوبٌ تشتمل به المرأة فيغطّى جميع بدنها»(22) است كه «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است، نه روسرى و خمار.
از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس «جلباب» لباس گشاد و پارچه اى است كه همه بدن را مى پوشاند.
همان گونه كه مفسّران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى فرموده اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى هاى كوچك كه آن ها را «خِمار» يا «مقنعه» مى ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى كردند؛ و روسرى هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مى آمد. زنان با اين روسرى بزرگ، كه «جلباب» خوانده مى شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «رداء» كوچك تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى پوشاندند.
«جلباب» پوششى است كه روى همه پوشش ها به سر مى كردند درباره «جلباب» گفته اند: آن روسرى خاصى كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مى روند، سر و روى خود را با آن مى پوشند: «الجلبابُ خمارُ المرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة»(23)
نزديك ساختن جلباب «يُدنين عَليهنّ مِن جلابيهنّ»(24)؛ كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است؛ يعنى چنان نباشد كه چادر يا روپوش هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى داشته باشد و همه پيكرشان را نپوشاند. (25)
زنان نبايد چنان چادر يا مانتو بپوشند كه نشان دهند اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند، از نگاه چشم هاى نامحرم نمى پرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات» شمرده مى شوند؛ يعنى ظاهرا پوشيده هستند، ولى در واقع برهنه اند.
از رسول اللّه صلى الله عليه و آله روايت شده است: «صنفانِ مِن اهلِ النّارِ لم أرهما: قومٌ معهم سياطٌ كأذناب البقرِ يَضربونَ بها النّاس؛ و نساءٌ كاسياتٌ عارياتٌ مميلاتٌ مائلاتٌ رؤهنَّ كأسنمةِ البختِ المائلة...»؛ «دو گروه از دوزخيان را هنوز من نديده ام. گروهى كه تازيانه هايى مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن مى زنند و گروه ديگر زنانى كه پوشش دارند اما برهنه اند، كج راهه مى روند و ديگران را نيز به كجروى تشويق مى كنند. سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى فروهشته است. اينان به بهشت نمى روند و بوى بهشت را كه از فاصله چندان و چندان به مشام مى رسد استشمام نمى كنند»(26)
قرآن فرمان مى دهد: «بانوان با مراقبت، جامه شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف و حفظ تقواى دل به شمار مى آيند. پوششى مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مى كند و ناپاك دلان را نوميد مى سازد»(27)
برخى ادّعا مى كنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى است و قابل قبول است ولى در هيچ جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است!
نادرستى اين سخن آشكار است؛ زيرا علاوه بر شأن نزول آيه، زنان مسلمان، حتى پيش از نزول اين آيه، موهاى خود را مى پوشاندند و تنها مشكل آنان آشكار بودن گردن و گوش ها بود و در اين آيه(28)، از روسرى سخن به ميان آمده است، بايد پرسيد: آيا روسرى جز آنچه بر سر مى افكنند و موها را بدان مى پوشاند، معنايى دارد؟ افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعدّد وارد شده است و علّت تأكيد بر پوشش مو در موضوع حجاب بانوان، به فلسفه حجاب برمى گردد. مهم ترين فلسفه پوشش زن در ارتباط با ديگران، مسئله زيبايى و جذّابيت اوست و معمولاً موى دختران و زنان، جذّاب و دلرباست. در احاديث گفته شده كه يكى از دو زيبايى، مو است.(29)
در روايتى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله وارد شده است كه به هنگام خواستگارى، مرد مى تواند از زن درباره موهايش بپرسد كه يكى از دو زيبايى مهم زن است.
قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «اذا أراد احدكم ان يتزوج المرأة فليسأل عن شعرها كما يسأل عن وجهها فإن الشعر احد الجمالين»(30)
يكى از نشانه هاى اهميت مو براى زنان اين است كه شركت هاى تبليغى از اين زيبايى نهايت بهره را برده، و كالاى خود را در كنار زنان سر برهنه تبليغ مى كنند.
در پايان گفتنى است؛ درباره حدود پوشش، نسبت به زنان پير و از كار افتاده(31) و يا زنان روستايى كه اهل آرايش نيستند، تخفيف داده شده و استثنائاتى وارد گرديده است.(32)

عدم پوشش صورت
پرسش 34 . با توجه به اينكه زيبايى زن بيشتر به چشم و چهره او مى باشد چرا اسلام پوشيدن مو را جزو حجاب اسلامى قرار داده اما پوشش دست و صورت را واجب نكرده است؟

حجاب در واقع مصونيت و سلامت است نه محدوديت. و به تعبير زيباى شهيد مطهرى با همه اهميتى كه حجاب از نظر دينى دارد ولى در عين حال نبايد به گونه اى باشد كه سبب گرفتارى و يا مانع فعاليت صحيح زن شود. علت واجب نبودن پوشش دست و صورت (وجه و كفين) به خاطر جلوگيرى از بروز سختى و دشوارى براى زن بوده است.(33)
همچنين صورت و دست زن در حالى كه ساده و عادى و طبيعى بوده و با هيچ آرايشى همراه نباشد معمولاً جلب توجه نمى كند و تنها در اين صورت است كه شرع مقدّس پوشش آن را واجب نكرده است. اما اگر زنى بخواهد با دست و صورت آرايش شده در محيطى عمومى ظاهر شود، حتما بايد صورت خود را بپوشاند.
علاوه بر اين كه واجب نبودن پوشش قرص صورت و دست (از مچ تا سر انگشتان) بدين معنا نيست كه زن مى تواند صورت خود را به ديگران بنماياند و يا مرد مجاز به نگاه آن باشد. از اين رو همان گونه كه در توضيح المسائل مراجع تقليد آمده است، نگاه كردن زن و مرد نامحرم به صورت يكديگر با قصد لذت حرام و گناه است ولى نگاه معمولى و بدون دقّت مانعى ندارد.(34)
خلاصه اينكه اصل دستور پوشش به عنوان يك راهكار مصونيت بخشى و نه محدوديت زايى، نبايد به گونه اى طرح شود كه به انزواى زنان و ركود فعاليت اجتماعى آنان منجر گردد. پوشش به عنوان مانعى در برابر زياده طلبى ها و ابتذال اخلاقى قرار داده است و اين مصونيت بخشى گرچه محدوديت زاست اما بايد تا آنجا كه ممكن است، دو هدف مصونيت بخشى و حضور زنان در عرصه فعاليت اجتماعى، با هم جمع شود.

حجاب در نماز
پرسش 35 . چرا بايد زنان پوشش خود را در نماز حفظ كنند؟ اگرچه در خانه تنها باشند مگر خدا نامحرم است؟

بايد دانست، اهميت و فوايد نماز در زندگى انسان داراى ابعاد بسيارى است، كه مهمترين آن رشد روحيه عبادت و ارتباط با خدا و همچنين نهادينه شدن رفتارهاى صحيح فردى و اجتماعى است مانند رعايت نظم در زندگى با التزام به اوقات نماز و رعايت حقوق ديگران با خوددارى از غصب مكان و لباس و نسبت به زنان نيز رعايت حجاب و پوشش در نمازهاى پنج گانه تمرين مستمر براى نهادينه شدن اين رفتار شايسته براى زنان در طول روز و در ارتباط با ديگران مى باشد. حتى در مورد مردان نه تنها با بدن عريان نماز خواندن باطل و دور از روح خضوع و احترام به ساحت مقدّس پروردگار است بلكه بهتر اين است كه علاوه بر پوشش مقدار واجب با لباسى نماز بخواند كه نشانه احترام باشد اما از آنجا كه اهميت پوشش براى زنان بيشتر است بر آنان واجب شده است.
البتّه حكمت اصلى اين حكم را خداوند متعال مى داند اما مى توان گفت كه شكى نيست كه خداوند از همه چيز و در همه حال با خبر است و پوشيده و پنهان براى او مفهومى ندارد، با بندگان خود نيز نامحرم نيست، ولى انسان در حالت عبادت، خود را در حضور خدا مى بيند و با او سخن مى گويد و به راز و نياز با او برمى خيزد.
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(35)
«بگو: عمل كنيد! خداوند و فرستاده او و مؤنان، اعمال شما را مى بينند! و به زودى، به سوى داناى نهان و آشكار، بازگردانده مى شويد؛ و شما را به آنچه عمل مى كرديد، خبر مى دهد!».
در چنين حالى بايد مناسبترين لباس را در حضور او پوشيد و روشن است كه مناسب ترين لباس براى زن همان لباس كامل است، يعنى لباسى كه نشانه عفّت و پاكدامنى اوست و بهترين حالات او را منعكس مى كند، تنها چنين لباسى شايسته حال عبادت باشد.(36)

حجاب و مشكل مردان
پرسش 36 . گفته مى شود كه حجاب براى آن است كه مردان مرتكب گناه نشوند. حال سؤال اين است كه چرا خداوند مردان را اين قدر ضعيف آفريده كه با ديدن زنان مرتكب گناه مى شوند؟ و چرا بايد تاوان دل هاى مريض مردان را زنان بپردازند و در گرما و سرما با پوشش كامل در رنج و ناراحتى به سر ببرند؟

از نظر روان شناختى، تفاوت روحيات زن و مرد قابل انكار نيست؛ و در خصوص پوشش زنان گفتنى است؛ خداوند متعال روحيه زنان را با تنوّع طلبى و زيبايى دوستى بيش تر آميخته است. اين ويژگى زنان، به خودى خود بسيار پسنديده و زيباست، با اين تفاوت كه در چارچوب خانواده به لطافت زندگى و گرمى كانون خانواده كمك مى كند و در خارج از چارچوب خانواده به جلب نظر ديگران و گاهى مزاحمت ها و يا تنوّع طلبى مردان و به هم ريختگى خانواده ها كشيده خواهد شد. از اين رو خداوند متعال «تشنگى و رغبت» به جنس مخالف را در مراحل ابتدايى در مردان بيشتر قرار داده است تا انگيزه پذيرش مسئوليت خانواده با يك نيروى تحريك كننده درونى بيشتر فراهم آيد و اين ويژگى مردان نيز به خودى خود بسيار زيباست.
بنابراين شدّت ميل مردان به جنس مخالف از نشانه هاى حكمت خداوند و زيبايى هاى نظام آفرينش است. البته اين زيبايى تا هنگامى تداوم دارد و از عوارض منفى به دور خواهد بود كه با رعايت حريم ها و پوشش زنان در جامعه همراه باشد. در نتيجه پوشش زنان از يك سو «بازدارندگى» نسبت به مزاحمت ها را به دنبال دارد و از سوى ديگر «تشنگى و رغبت» را به ارمغان مى آورد. در حالى كه عدم رعايت حريم ها گاهى به عادى سازى روابط زن و مرد و بى ميلى نسبت به جنس مخالف كشيده مى شود و گاهى بى بند و بارى و ابتذال را به دنبال خواهد داشت و در هر دو صورت به ناپايدارى نظام خانواده كشيده خواهد داشت.
نبود جاذبه هاى جنسى زن و مرد، به سستى و تزلزل روابط خانوادگى و اجتماعى و بحران در كانون خانواده مى انجامد، اما عدم مديريت صحيح نسبت به نحوه مواجهه دو جنس با يكديگر اين وضع را بحرانى تر مى كند و حجاب يكى از راهكارهاى مديريت جنسى در روابط بين زن و مرد است.
بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعريف نشده و بى بندوبار (با آرايش هاى گوناگون)، هيجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى ناپذير درمى آورد. اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجّه كامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تكاليف خاصى معين كرده است.
وظيفه مشترك زن و مرد اين است كه چشم خويش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آميز بپرهيزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه هاى بيش تر - وظيفه خاصى دارند و آن اينكه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايش هاى تحريك آميز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دل ربايى نپردازند تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان فراهم نشود و اين نه به خاطر آن است كه مردان ضعيف آفريده شده اند و تاوان دل هاى مريض را، زنان بايد بپردازند بلكه از اين رو است كه ساختار خلقت و زن و مرد و ويژگى هاى روانى آنان با هم متفاوت است و اين مانند آن است كه كسى درّ گران بهايى داشته باشد و آن را در معرض ديد همگان قرار دهد. بديهى است كه ممكن است مورد سوء قصد و سرقت قرار گيرد، لذا اين حريم گرفتن و احتياط در واقع يك مصونيت و حفظ خود از گزند حوداث و آسيب هايى است كه احتمال دارد از سوى افراد بى ادب و بى انضباط و هنجارشكن به آنها وارد آيد.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع و فعاليت هاى اجتماعى دور نمى كند، بلكه زمينه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع - به همراه حقوق اجتماعى برابر - تضمين مى كند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مى بخشد. البته اسلام دستور داده تا زنان در محيط خانواده و در برابر شوهر به خودنمايى و جلوه گرى بپردازند تا هم به اين خواست درونى خويش پاسخ گويند و هم مردان را در حالتى متعادل نگاه دارند و چشم آنان را از نگاه هاى آلوده حفظ نمايند.(37)

آرايش و زيبايى
پرسش 37 . خودآرايى و زيبايى خواهى براى انسان ها، فطرى است. پس چرا اسلام با خودآرايى و آشكار كردن زينت ها مخالفت كرده است؟

در پاسخ بايد گفت: حكم كلّى آن است كه خودآرايى جايز و خودنمايى در مقابل نامحرم ممنوع است.(38)
توضيح آنكه: آرايش امرى فطرى و طبيعى است و حسّ زيبايى دوستى، سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى شود علامه طباطبايى در تفسير آيه 32 سوره اعراف مى فرمايد: «خداى متعال در اين آيه، زينت هايى را معرفى مى كند كه براى بندگان ايجاد كرده و گرايش فطرى انسان را به سوى آن قرار داده است و روشن است كه فطرت جز به چيزهايى كه وجود و بقاى انسان نيازمند آن است، الهام نمى كند»(39)
اين گرايش طبيعى، افزون بر آنكه آثار مثبت روانى در ديگران پديد مى آورد، به تحقّق آثار گران بهاى روانى در شخص آراسته نيز مى انجامد. آراستن خود و پرهيز از آشفتگى و پريشانى، در نظام فكرى و ذوق سليم انسان ريشه دارد. ظاهر ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود فرد را در نگاه ديگران خوار مى سازد و زبان طعن و توهين را به سوى انسان مى گشايد. بر اين اساس، پوشيدن جامه زيبا(4)، بهره گيرى از مسواك و شانه، معطّر بودن، انگشتر به دست كردن و آراستن خويش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه هاى روزانه مسلمانان است.(41)
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام بهترين جامه هاى خود را در نماز مى پوشيد و در پاسخ كسانى كه سبب اين كار را مى پرسيدند، مى فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَميلْ و يُحبُّ الجَمالَ فَاَتَجمّلُ لِرَبّى»(42) «خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زيبا مى سازم»
چون انسان به طور فطرى زيبايى را دوست دارد، طبيعى است كه دنبال زيبايى باشد، چه زيبايى جسمانى و مادى و چه زيبايى معنوى و روحانى. آنچه در اسلام سفارش شده آن است كه:
اولاً، اين تمايل، انسان را از حدود مقرّر در شريعت الهى خارج نكند و از اين رو، دستور داده است كه از نگاه خيره به نامحرم چشم بپوشند.
ثانيا، اين ميل فقط در ماديات و زيبايى طلبى جسمانى و مادى منحصر نگردد، بلكه افق فكرى خود را تعالى بخشند، به زيبايى هاى معنوى نيز توجه داشته باشند و هنگام تعارض، زيبايى معنوى مقدّم باشد؛ چنان كه در روايات وارد شده است براى ازدواج و انتخاب همسر، همسر زيباروى برگزينيد، ولى در عين حال، از ازدواج با «خضراء الدمن» زنان خوش صورت ولى بدسيرت، نهى شده است، بلكه در صورت تعارض صورت خوب (زيبايى ظاهرى) با سيرت نيكو (زيبايى معنوى)، سيرت نيكو اولويت دارد.
قرآن كريم با صراحت تمام مى فرمايد:
«وَ لاَ تنكِحوا المُشركينَ حتّى يُؤِنوا و لَعبدٌ مُؤنٌ خَيرٌ مِن مشركٍ وَ لَو أَعجَبَكُم اولئِكَ يَدعونَ اِلى النَّارِ وَ اللّهُ يَدعُو اِلى الجنّةِ و المغفرةِ بِأذنِه و يُبيِّنُ آياتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُم يَتَذَكَروُن»(43)
«و با زنان مشرك ازدواج مكنيد، تا ايمان بياورند. قطعاً كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است، هر چند [زيبايى] او شما را به شگفت آورد. و به مردان مشرك زن مدهيد تا ايمان بياورند. قطعاً برده با ايمان بهتر از مرد آزاد مشرك است، هر چند شما را به شگفت آورد. آنان [شما را ]به سوى آتش فرا مى خوانند، و خدا به فرمان خود، [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى خواند، و آيات خود را براى مردم روشن مى گرداند، باشد كه متذكر شوند».
در روايات نقل شده است كه وقتى پيامبر اسلام براى باز كردن درب خانه مى رفتند، موى خود را مرتب مى كردند و خود حضرت در توضيح اين كار مى فرمودند: «مردم حق دارند ما را زيبا ببينند»(44)
از لحاظ معنوى نيز قرآن در توصيف رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
«اِنَّكَ لَعلى خُلُقٍ عَظيمٍ»(45)
بنابراين، خداوند زينت و خودآرايى را نهى نمى كند. آنچه در شرع مقدّس ممنوع شده، تبرّج و خودنمايى و تحريك و تهييج به وسيله آشكار ساختن زينت در محافل اجتماعى است؛ چنان كه مى فرمايد:
«وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهليّةِ الأولى»(46)
«تبرّج» برگرفته از «برج» و مقصود از آن ابراز كردن زر و زيور و موارد زينت و زيبايى خود است. (47)
مرحوم علاّمه طباطبايى در تفسير الميزان مى نويسد: «كلمه تبرّج به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است؛ همان گونه كه برج قلعه براى همه هويداست»(48)
از آنچه گفته شد، روشن مى شود كه خودآرايى جايز است اما خودنمايى و آشكار كردن زينت در برابر نامحرم ممنوع مى باشد، چرا كه قرآن از ظاهر ساختن زينت هاى پنهان مانند جواهرات سينه بند و گردن بند و لباس هاى نازك كه معمولاً زير چادر از آنها استفاده مى شود، نهى كرده است:
«وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها» (49)
«زنان نبايد زينت خود را آشكار كنند مگر آن مقدار كه به طور متعارف پيداست».
زنى كه خود را آرايش مى كند و زينت خود را در معرض تماشاى نامحرمان قرار مى دهد، در واقع عفت اش را به مخاطره انداخته و بيگانگان را به تماشاى خود دعوت مى كند.
سقراط دانشمند معروف، به زنى كه زينت مى كرد كه به تماشاى شهر رود، گفت: «گمان من اين است كه تو به تماشاى شهر نمى روى بلكه مى روى كه شهر تو را تماشا كند»(50)
بدين ترتيب مى بينيم كه اسلام از طرفى با دستور الزامى زنان به رعايت حجاب و پوشش و از طرف ديگر با تشويق آنان به استفاده از زيورآلات و زينت ها به شرط عدم تبرح و نمايش زينت ها به نامحرمان، جلوى سوء استفاده را گرفته است تا از اين طريق زمينه سلامت روحى و روانى افراد جامعه فراهم گرديده و نظام خانواده مستحكم و پايدار بماند.

پی نوشت ها:
(1) براى آگاهى بيشتر ر.ك: على محمدى آشنانى، حجاب در اديان الهى؛ غلام على حداد عادل، فرهنگ برهنگى وبرهنگى فرهنگى.
(2) على محمدى آشنانى، حجاب در اديان الهى، قم: ياقوت، 1378، صص 103 - 115.
(3) مريم معين الاسلام، پوشش و آرايش از ديدگاه پيامبر اعظم، قم: مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما، 1386، ص 19.
(4) انجيل رساله پولس، باب 2، آيه 9 تا 11: «و هم چنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس حيا و پرهيز، نه به زلف ها و طلا و مرواريد و درخت گران بها، بلكه چنان كه زنانى را مى شايد كه دعواى ديندارى مى كنند به اعمال صالحه».
(5) على محمدى آشنانى، حجاب در اديان الهى، پيشين، صص 120 - 121 و 139.
(6) راغب اصفهانى، المفردات فى غرائب القرآن، قم، نشرالكتاب، ج دوم، ص 108 ؛ سيد على اكبر قرشى، قاموس قرآن، ج 2، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1361، ج سوم، ص103ـ105؛ مريم 19، آيه 33 ؛ احزاب (33)، آيه 17 ؛ اعراف (7)، آيه 53.
(7) شورى 42، آيه 51 ؛ فصلت (41)، آيه 5 ؛ اسراء (17)، آيه 45.
(8) احزاب 33، آيه 53.
(9) مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، ص74.
(10) همان، ص73.
(11) ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه: احمد آرام و ديگران، ج 1، ص 433و434.
(12) مرتضى مطهرى، پيشين، ص22؛ ر.ك: تفاسير: فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان و زمخشرى، كشّاف، ذيل آيات33 احزاب و 60 نور.
(13) احزاب 33، آيه 33.
(14) احزاب 33، آيه 59.
(15) نور 24، آيه 31.
(16) ممتحنه 60، آيه 12.
(17) مرتضى مطهرى، پيشين، ص73 ؛ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 17، صص 403ـ401.
(18) نور 24، آيه 31.
(19) احزاب 33، آيه 59.
(20) ر.ك: مرتضى مطهرى، پيشين، ص158و 159 ؛ سيد على اكبر قرشى، پيشين، ج 2، ص41و42.
(21) سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361.
(22) مولى محسن فيض كاشانى، پيشين، ج4، ص203 ؛ قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص156.
(23) شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص361 ؛ فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج7و 8، ص 578.
(24) قرطبى، پيشين، ذيل تفسير آيه59.
(25) فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ص580 ؛ سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361.
(26) محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 2، ص 259.
(27) مرتضى مطهرى، پيشين، ص 160و161.
(28) احزاب 33، آيه 59.
(29) محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 3، ص 430و 431.
(30) بحارالانوار، ج100، ص238، ح36.
(31) سيدعلى كمالى، قرآن و مقام زن، ص 107؛ به نقل از: محدث نورى، المستدرك الوسائل، ج 2، ص559.
(32) نور 24، آيه 60.
(33) ر.ك: شهيد مطهرى، مسئله حجاب، صص 203-209.
(34) ر.ك: رساله مراجع تقليد، بحث نگاه.
(35) توبه 9، آيه 105.
(36) براى آگاهى بيشتر ر.ك: محمدى اشتهاردى، پوشش زن در اسلام، ص45، قم، نمونه، چ چهارم، 1368.
(37) براى آگاهى بيشتر ر.ك: محمد فنايى اشكورى، منزلت زن در انديشه اسلامى، ص99 ؛ مهدى مهريزى، زن، قم، نشر حرم، 1377، صص133ـ155.
(38) مرتضى مطهرى، پيشين، ص131.
(39) سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج8، ص79.
(40) احمد صبور ارودبادى، آيين بهزيستى در اسلام، ج 1، جنس پوشاك، ص57.
(41) محمدباقر مجلسى، حليه المتقين، صص91 و107.
(42) فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج3و4، ص673.
(43) بقره 2، آيه 221.
(44) مهدى مهريزى، آسيب شناسى حجاب، ص19.
(45) قلم 68، آيه 4.
(46) فضل بن حسن طبرسى، پيشين، ج 3 و 4، ص 673.
(47) همان، ج 7و 8، ص 557.
(48) سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج16، ص335.
(49) نور 24، آيه 31.
(50) به نقل از: احمد محسنى گرگانى، زيباترين الگوى پوشش در اسلام، اراك، دفتر نماينده مقام معظم رهبرى، 1380، ص 162.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .