فصل چهارم : زن در روايات

زيبايى زن
پرسش 22 . آيا طبق حديث: «عقول النساء فى جمالهن و جمال الرجال فى عقولهم»(1) عقل زن در جمال او خلاصه مى شود و جمال مرد در عقل او تا وسيله اى براى سرزنش زن و برترى مرد باشد؟

درباره اين حديث شريف اشاره به چند نكته شايان توجه است:
1. ابتدا لازم است به اين نكته توجه شود: زيور جان آدمى، به ايمان است. چنانكه خداى سبحان فرمود:
«حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الاْءِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ» (2)
«خدا ايمان را براى شما دوست داشتنى گردانيد و آن را در دل هاى شما زينت داد».
بنابراين فراتر از زيبايى هاى ظاهرى آنچه دلنشينى را در هم نشينى پايدار مى كند و دوستى و محبت را تداوم مى دهد پاكى و ايمان است و از اين جهت ميان زن و مرد تفاوتى نيست.
2. اميرالمؤمنين عليه السلام در اين حديث شريف در صدد نكوهش زنان نيستند؛ بلكه ممكن است در صدد بيان حالت طبيعى زنان باشد. به اين معنا كه زنان در حالت عادى و طبيعى، توجه بيشترى به جمال و زينت خويش دارند ولى مردان در حالت عادى و طبيعى توجّه كمترى به جمال و زينت داشته و بيشتر به تعقّل و دورانديشى توجه دارند.
به عبارت ديگر مى توان گفت؛ به طور معمول زنان، با زيبايى خودشان، بيشتر احساس شخصيت و جايگاه در ميان ديگران دارند و با سرافرازى بيشتر به ابراز عقيده و به كارگيرى عقل خود اقدام مى كنند در حالى كه زنان زشت رو به طور معمول احساس شرمندگى دارند. چنان كه فقر به ويژه براى مردان اين چنين حالتى را ايجاد مى كند.
امام على عليه السلام نيز در اين باره مى فرمايد: «فاِنّ الفقر منقصةٌ للدين مدهشةٌ للعقل داعيةٌ للمقت»(3) «فقر موجب كاستى در دين و سرگشتگى عقل است و مايه كينه و دشمنى است».
3. از آنجا كه مرد و زن در كنار يكديگر بايد زندگى مشترك داشته باشند، براى آن كه در كنار همديگر كامل شده و زندگى مشتركشان از حالت خشكى و خسته كنندگى خارج شود، خداوند در هر يك از آنان صفاتى قرار داده است كه موجب جلب نظر طرف مقابل مى شود. مثلاً زنان همواره به دنبال مردانى بوده اند كه از تعقّل، تدبير، درايت و دورانديشى بيشترى برخوردار باشند و در مقابل مردان نيز به دنبال زنانى بوده اند كه از جمال و زيبايى بيشترى برخوردار باشند. بنابراين وجود قوّه تعقّل بيشتر در مردان باعث جلب توجه زنان شده و نيز زيبايى و جمال در زنان موجب جلب توجه مردان شده است؛ لذا در روايات هم توجه زيادى به اين مطلب شده است، اينكه مى فرمايد: اگر مى خواهيد همسر انتخاب كنيد از زيبايى او بپرسيد و يا از موى سرش بپرسيد و... از همه اينها فهميده مى شود كه عامل جذب زنان به وسيله مردان همان زيبايى آنان است گر چه اين به معناى نفى توجه به تعقّل زن نيست بلكه به معناى گرايش بيشتر مردان به زيبايى زنان است. لذا اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: «انّ اللّه عزّوجلّ جعل صورة المرأة فى وجهها و صورة الرجل فى منطقه»(4) «خداوند عزّوجل چهره (و زيبايى) زن را در رخسار او و چهره (و زيبايى) مرد را در انديشه و گفتارش قرار داده است»

زنان برگزيده
پرسش 23 . چرا در بعضى روايات آمده است: خداوند فقط چهار زن را برگزيده است! آيا اين تحقير زنان ديگر نيست؟!

در برخى روايات، چهار نفر از زنان شايسته را ياد كرده است.(5) امّا از ديگران نفى كمال نشده است. «انّ اللّه تبارك و تعالى اختار من الكلام اربعة و من الملائكة اربعة و من الأنبياء اربعة و من الصادقين اربعة و من الشهداء اربعة و من النّساء اربعة و من الأيّام اربعة و من البقاع اربعاً... و اما خيرته من النساء فمريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون و فاطمة الزهراء و خديجة بنت خويلد...»(6) «خداوند از گفتارها چهار سخن، از ملائكه چهار فرشته، از انبياء چهار پيامبر، از صادقان چهار تن، از شهدا چهار نفر، از زنان چهار تن و از سرزمين ها چها قسمت را برگزيد... اما زنان برگزيده عبارتند از: مريم بنت عمران، آسيه بنت مزاحم و همسر فرعون، فاطمه زهرا عليهاالسلام و خديجه دختر خويلد...»
همان گونه كه ملاحظه مى شود در اين روايت تنها سخن از برگزيدگان زن نيست بلكه از هر چيزى چهار مصداق بيان شده اند و روشن است كه اين روايت هرگز نفى كمال از غير چهار نفر ياد شده نمى كند بلكه به مصاديق بارز آن اشاره دارد.
نكته ديگر اين است كه در اين موارد هم خصوصياتى كه اين زنان داشته اند، خصوصيات دست نايافتنى براى ديگر زنان نيست بلكه زنان ديگر هم مى توانند با كسب آن صفات به مراحل عالى كمال دست يابند. چنان كه خداوند درباره آسيه بنت مزاحم مى فرمايد:
«وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِينَ»(7)
«و براى كسانى كه ايمان آورده اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده است، آنگاه كه گفت: پروردگارا نزد خود در بهشت خانه اى براى من بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان»
با دقّت در آيات فهميده مى شود كه آنچه مريم را به كمال واقعى رساند: پاكدامنى و فرمان بردارى از حق بوده است و آنچه كه آسيه را به كمال رسانيد نيز اعتقاد به توحيد و معاد و بهشت و جهنم، بيزارى از ستمگران، بوده است و اين كمالات براى هر زنى قابل دست يابى است؛ بنابراين همه زنان مى توانند با الگو بردارى از اين چهار زن بزرگ كه از مصاديق راه يافتگان به حد اعلاى كمال هستند، به كمال واقعى دست يابند.
نكته آخر اينكه ما زنانى را داريم كه به كمال رسيده و مورد توجه معصومين عليهم السلام بوده اند مانند امّ سلمه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله، زينب كبرى عليهاالسلام، سميّه اولين زن شهيد و...، گرچه در اين روايت از آنان ياد نشده است، چه اينكه كمال و برگزيدگى، امرى نسبى است.(8)

زن و بهشت مردان
پرسش 24 . در حديث آمده: اگر زن نبود، مرد به بهشت مى رفت. آيا اين حديث درست است؟

متن روايت چنين است:
پيامبر صلى الله عليه و آله: «لولا النّساء لدخل الرّجال الجنّة»(9) «اگر زنان نبودند مردان وارد بهشت مى شدند».
و در روايتى ديگر از على عليه السلام آمده: «لولا النّساء لعبد اللّه حقّاً حقّاً»(10) «اگر زنان نبودند خداوند آن گونه كه شايسته بود پرستش مى شد»
مجموع اين گونه روايات نوعى هشدار به مردان است براى دقت در برخورد با زنان و كنترل هواهاى نفسانى خويشتن، به طورى كه سرگرم شدن به زنان موجب نشود از كسب ثواب و اعمال صالح باز بمانند، در واقع اين روايات بيان نقطه ضعف مردان است نه نقطه ضعف زنان، زيرا به مردان هشدار مى دهد كه جلوه گرى زنان شما را از خدا و عبادت دور نسازد.
جمله «اگر زنان نبودند مردان داخل بهشت مى شدند»(11) يا «اگر زنان نبودند حقيقت بندگى خدا بجا آورده مى شد»(12) را مى توان به اين جمله تشبيه نمود: «اگر اتومبيل نبود هيچ تصادفى رخ نمى داد»
جمله فوق نشان دهنده يك واقعيت از آمار بالاى تلفات در تصادفات با اتومبيل است. در عين حال اين جمله نه تنها هيچ دلالتى بر بد بودن اتومبيل ندارد بلكه ضرورت و منفعت و لزوم استفاده از آن امرى بديهى و روشن است ولى در عين حال دو هشدار در پى دارد:
1. هشدار در مورد اتومبيل كه بايد از ايمنى بالا برخوردار باشد.
2. هشدار به استفاده كنندگان و كسانى كه با اين وسيله ضرورى سر و كار دارند كه به گونه اى ايمن و مطمئن از آن استفاده كنند.
بى شك زن در نگرش اسلام يك موجود لطيف و مظهر صفات زيباى الهى و داراى گوهر وجودى پاك و متعالى است
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «اكثر الخير فى النّساء»(13) «بيشترين خير در زنان است».
و در جايى ديگر مى فرمايد: «مِن اخلاقِ الأنبياءِ صَلَّى اللّه عَلَيهِم حُبُّ النِّساء»(14) «دوست داشتن زنان از اخلاق انبيا است».
بقا و تكثير بشر، آرامش و آسايش بشر(15) و بهترين لذّت هاى دنيوى و اُخروى(16) در وجود زن نهفته است. بى شك ايجاد انحراف در چيزى كه بيشترين خير را براى انسان دارد و داراى بيشترين لذّت و گرايش براى مرد است مى تواند بيشترين انحراف را براى او ايجاد مى كند. از اين رو شيطان از زن و حبّ زنان كه در جهت خير و سعادت بشر خلق شده است به عنوان سلاحى در برابر انسان استفاده مى كند. «حُبُّ النِّساءِ وَ هُوَ سَيفُ الشَّيطان»(17) «حبّ [افراطى] زنان شمشير شيطان است». شيطان با تزيين شهوت و حب زنان باعث بازماندن از عاقبتى نيكو و دخول به بهشت مى گردد.(18) از اين رو زنان و حبّ زنان يكى از مهم ترين عواملى است كه باعث معصيت خدا گرديده(19) در عين حال كه بيشترين نفع و خير را براى بشر دارد.
با اين تبيين مشخص مى شود كه روايات «اگر زنان نبودند مردان داخل بهشت مى شدند» يا «اگر زنان نبودند حقيقت بندگى خدا بجا آورده مى شد» در مقام تحقير زنان نيست بلكه دو پيام و هشدار اساسى براى زنان و مردان در پى دارد:
1. هشدار به مردان در برخورد با زنان و كنترل هواهاى نفسانى تا از عبوديت خدا جا نمانند.
2. هشدار به زنان كه با حفظ خويشتن به ابزار شيطان تبديل نشوند.


زن و جهنم مردان
پرسش 25 . در روايت آمده است: هر كه از زن خود اطاعت كند، خدا او را با صورت در آتش مى اندازد! اولاً آيا اين حديث درست است؟ ثانيا چگونه با كرامت زن در اسلام سازگار است؟

بايد دانست؛ اين جمله بخش ناقصى از يكى از عبارت هاى وصيت نامه مفصّلى است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام نموده اند: «عن النّبى صلى الله عليه و آلهقال يا على! اوصيك بوصية فاحفظها فلا تزال بخير ما حفظت وصيتى... يا على: من أطاع امرأته أكبه الله على وجهه فى النّار. فقال على عليه السلام: وما تلك الطّاعة؟ قال: يأذن فى الذّهاب إلى الحمامات، و العرسات، و النائحات ولبس ثياب الرّقاق. يا على إنّ اللّه تبارك و تعالى قد أذهب بالاسلام نخوة الجاهلية وتفاخرهم بآبائهم ألا و إنّ النّاس من آدم، و آدم من تراب، وأكرمهم عنداللّه أتقاهم»(20) «پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: اى على! به تو وصيّت مى كنم پس آن را حفظ كن و انجام بده. و تا زمانى كه به وصيّتم عمل مى كنى در خوبى و سلامت خواهى بود... (آن گاه سفارش هايى را بيان كرد و سپس فرمود:) اى على! اگر مردى، همسرش را اطاعت كند خداوند او را با صورت در آتش مى افكند. على عليه السلام سؤال كرد: آن چه اطاعتى است كه چنين عاقبت سويى دارد؟ فرمود: اينكه مرد به همسرش اجازه دهد به گرمابه ها برود، به مجالس جشن و شادى برود، به مجالسى كه نوحه سرايى مى كنند برود، و اجازه دهد كه لباس هاى بدن نما بپوشد. اى على! خداوند تبارك و تعالى، به وسيله اسلام، خودنمايى و فخرفروشى به پدرانشان در جاهليت را از بين برد، همانا مردم از آدمند و آدم هم از خاك، و گرامى ترين آنان نزد خداوند با تقواترينشان است».
منظور حضرت از گرمابه ها و مجالس عروسى و...، مجالسى است كه به سبك جاهليت است و زنان در برابر مردان با ناز و فخرفروشى به خودنمايى مى پردازند. بديهى است كه اسلام هرگز به چنين كارى اجازه نمى دهد و چنين مردانى كه زمينه آلوده شدن محيط جامعه و زندگى خويش را فراهم مى كنند مجازات خواهد كرد.
لازم به ذكر است كه روايت مزبور با توجه به ذيل آن، مواردى كه زن با حفظ حجاب و دستورات دينى به جلسات شادى آفرين و يا سوگوارى و... مى رود و قصد خودنمايى و فخرفروشى نيز ندارد را شامل نمى شود.
همچنين در روايت ديگرى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است آمده است: «... و المرأة إذا خرجت من باب دارها متزيّنة متعطّرة و الزّوج بذلك راض يبنى لزوجها بكلّ قدم بيت فى النّار...»(21) «... و هنگامى كه زن از خانه خارج مى شود در حالى كه خود را زينت كرده و خوشبو نموده است و شوهرش نيز به اين كار او راضى است؛ هر قدمى كه آن زن برمى دارد، خانه اى در آتش براى همسرش بنا مى كند».
حال اگر مردى زمام امور زندگى را به دست همسرش بسپارد و يا اجازه هركار نامشروعى را به وى داده و در تمام امور از وى اطاعت نمايد، طبيعى است كه زندگى به صورت عاقلانه اداره نمى شود و چه بسا به سرمنزل مقصود هم نخواهد رسيد.
چنان كه در بعضى از روايات آمده است: «زنان دام هاى شيطان هستند»(22) بديهى است اين گونه روايات، در مقام هشدار به مردان در نحوه برخورد و رفتار آنان نسبت به زنان است. يعنى اگر بخواهيد سرگرم امور واهى، لهو و لعب و لذائذ زودگذر شويد، شيطان نيز اين امور را براى شما زينت مى بخشد و گرايش به زن را در شما بيشتر مى كند. بنابراين يكى از بهترين دام هاى شيطان، براى ربودن ايمان مردان، ايجاد گرايش بيش از حد آنان به زنان و بزرگ جلوه دادن جذبه هاى زنان براى مردان است. پس از اين حديث، مى توان دو هشدار برداشت كرد: 1. هشدار به مردان، 2. هشدار به زنان.
بدين بيان كه زنان هم مراقب رفتار خويش باشند تا با جلوه گرى و رفتارهاى دلفريب خويش موجب جلب بيگانگان نشوند كه در اين صورت بازيچه شيطان قرار خواهند گرفت.

خانه نشينى زنان
پرسش 26 . از حضرت فاطمه عليهاالسلام سؤال شد: براى زنان چه چيز بهتر است؟ در جواب فرمودند: «براى زنان بهترين چيز آن است كه مردان را نبينند و مردان نيز آنان را نبينند». و نيز حضرت على عليه السلام در سفارش به امام حسن عليه السلام فرمود: «... زنان را اگر مى توانى كارى كنى كه جز تو را نشناسند اين كار را بكن». اين موضوع را چگونه مى توان براى دختران تحصيل كرده دانشجو توجيه نمود؟

وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: كارهاى درون خانه با فاطمه و كارهاى بيرون خانه
با على باشد، حضرت زهرا عليهاالسلام با خوشحالى فرمود: «فلا يعلم ما داخلنى من السّرور إلاّ اللّه بإكفائى رسول الله صلى الله عليه و آله تحمل رقاب الرّجال»(23) «جز خدا كسى نمى داند كه از اين تقسيم كار چقدر خوشحال شدم، زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا از انجام كارهايى كه مربوط به مردان است و يا موجب رفت و آمد بين مردان است باز داشت».
اين روايات در واقع به دنبال اين نكته هستند كه در اسلام و در نظام آفرينش هر يك از زن و مرد، مسئوليت ها، وظايف و حقوقى را بر عهده دارند. از اين رو شارع حكيم متناسب با نوع مسئوليت هر يك از زن و مرد، تكاليف و حقوق خاصى را نيز براى آنان در نظر گرفته است. بديهى است كه اين تقسيم وظايف به معناى برتر انگاشتن يكى و فروتر دانستن ديگرى نيست؛ بلكه لازمه نظام احسن اين است. لذا اگر به دستور اسلام عمل شود ضرورتى ندارد كه زن به بيرون از خانه رفته و به دنبال شغل هايى باشد كه حتّى گاهى اوقات نه با روحيه وى سازگار است و نه با توانايى جسمى او. به ويژه در برخى موارد به پريشانى و پشيمانى كشيده مى شود.
بنا بر آنچه گفته شد، اگر منظور اين گونه روايات را نفى مطلق حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى بدانيم اين معنا با ساير آموزه هاى دينى سازگار نخواهد بود چه اينكه در آموزه هاى دينى از مراجعه به مردان جز در موارد اضطرارى منع شده اند مثلاً مراجعه زنان به پزشكان مرد، فقط در صورت اضطرار جايز است. بنابراين بايد در زمينه هايى از جمله پزشكى، زنان در مجامع علمى حضور پيدا كنند و پس از فراگيرى علوم به صحنه هاى اجتماعى رفته و به كار و خدمت بپردازند تا آن اضطرار از بين برود وگرنه دائماً نمى توان با وضعيت اضطرارى زندگى كرد، چه اينكه وضعيت اضطرارى يا ناچارى، موقّتى است و بايد بدنبال راه چاره رفت كه مستلزم حضور سالم زنان در فعاليت هاى علمى جامعه است. پس روايات در صدد نفى مطلق حضور زنان نيستند بلكه در مواردى حضور زنان در عرصه هاى گوناگون لازم و ضرورى است.
همان گونه كه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام وقتى احساس مسئوليت كردند هم براى حمايت از ولايت و امامت على عليه السلام به مسجد رفتند و خطبه خواندند و هم براى كمك به پدر بزرگوارشان، هنگامى كه پيشانيشان شكسته بود به ميدان جنگ احد رفتند و دختران او نيز در كربلا، كوفه، شام و مدينه با ايراد خطبه به وظايف و مسئوليت هاى خويش عمل نمودند. بنابراين، حضور زنان در صحنه هاى اجتماعى، در صورتى كه مسئوليتشان ايجاب كند امرى لازم است اما در صورتى كه زنان مسئوليت خاصى در جوامع نداشته باشند حضور آنان نيز امرى پسنديده نخواهد بود و ممكن است روايات نفى حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى نيز اشاره به همين مورد داشته باشند. (24)
در مجموعه از فضاى سخن و چگونگى آن در مقابل روايات ديگر مى توان فهميد كه سخن در ارجحيت و اولويت است نه اين كه حتما چنان باشد، به عبارت ديگر حديث توصيه اخلاقى است و ارجحيت دور بودن زن و مرد را بيان مى كند و مقصود اصلى كم شدن اختلاط است مگر آنكه مصلحت قوى ترى در بين باشد.(25)

زن و مسجد
پرسش 27 . طبق روايات، مساجد زنان، خانه آنهاست و به نماز جماعت نروند؛ ولى وضع كنونى جهان مى طلبد حضور زنان در جوامع چشمگير باشد.

در اين باره گفتنى است، برخى از روايات، ناظر به مقام تعارض يا تزاحم حقوق و تكاليف و مسئوليت هاست. به عبارت ديگر هر گاه حضور زنان در مساجد براى عبادت، مزاحم انجام وظيفه مادرى نسبت به فرزندان و يا همسرى باشد و يا نحوه حضور در تعارض با ساير ارزش هاى اسلامى باشد مثلاً حضور در جمعه و جماعات بهانه يا باعث اختلاط زن و مرد گردد، نارواست. بنابراين، مساجد زنان، خانه آنهاست و چنانچه زنانى به قصد قربت دوست داشته باشند در مسجد عبادت كنند ولى به دليل موانع يادشده، فرصت حضور نيابند؛ خداى متعال همان ثواب عبادت در مسجد را به آنها عنايت خواهد كرد.
بنا بر آنچه گفته شد؛ اسلام با وضع چنين قوانينى بيش از پيش به تحكيم خانواده و حفظ شخصيت زن مى انديشد و شخصيت زن و تحكيم خانواده از نظر اسلام اهميت بيشترى دارد. همچنين حضور در جماعت و جمعه، معمولاً با دشوارى هايى همراه است از اين رو اسلام براى رعايت حال زنان و نيز برداشتن رنج و مشقّت شركت در نماز جمعه و جماعت، اين تكليف را از آنان برداشته است. اگر چه در اسلام سفارش شده است تا زنان نمازشان را در منزل بخوانند و اين براى آنان از حاضر شدن در جماعت و مسجد بهتر است «عن أبى عبدالله عليه السلام أنه قال: خير مساجد نسائكم البيوت»(26)
امام صادق عليه السلام فرمود: «بهترين مساجد براى زنان شما، خانه هايتان است». اما اين بدان معنا نيست كه از نظر ثواب محروم بمانند زيرا اين با عدل خدا سازگار نيست كه راه كسب ثواب را مسدود نمايد بلكه همان ثواب جماعت به وى داده مى شود «قال النبى صلى الله عليه و آله: صلاة المرأة وحدها فى بيتها كفضل صلاتها فى الجمع خمسا و عشرين درجة»(27) «پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: نماز زن به تنهايى در خانه اش، مانند فضيلت نماز وى در جماعت است با بيست وپنج درجه». كما اينكه در باب جهاد هم همين گونه است يعنى اگر زنان از حضور در ميدان جنگ منع شده اند و تكليف از آنان برداشته شده است و تنها مردان هستند كه به ميدان جهاد و مقام مجاهد دست مى يابند اما در مورد زنان هم براى جبران ثواب جهاد خوب شوهردارى قرار داده شده است.
«عن النبى صلى الله عليه و آله قال: جهاد المرأة حسن التبعل لزوجها»(28) «جهاد زن، نيكو شوهردارى است». البتّه زنان مى توانند با حفظ حجاب كامل و شئون اسلامى در نماز جماعت و جمعه حضور پيدا كنند و نمازشان نيز صحيح است و اگر حضور ايشان جنبه دفاع از دين، ولايت و نظام اسلامى باشد، ترجيح دارد چنان كه حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد حضور پيدا كرد.

لباس زنان
پرسش 28 . آيا اين درست است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده اند: زنان را بى لباس بگذاريد تا در خانه بمانند؟

در رواياتى در كتب شيعه و سنى آمده است كه: قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
«النِّساءُ عَورَةٌ فَاحبِسُوهُنَّ فى الْبُيُوتِ واسْتَعينُوا عَلَيْهِنَّ بِالْعَرْى»(29)
«فان احداهن اذا كثرت ثيابها و احسنت زينتها اعجبها الخروج»(30)
براى فهم دقيق معناى اين روايات بايستى ضمن بيان واژگان روايت به ارايه تبيينى پرداخت كه با اصول و مبانى و احكام مسلّم فقهى و نيز روايات ديگر منافات نداشته باشد.
از احكام الزامى و وظايف شوهر آن است كه لباس مناسب و در حدّ شأن براى همسر و فرزندان خويش مهيا كند. اين حكمى فقهى است كه در رساله هاى عمليه مراجع تقليد به آن تأكيد شده است و بر اساس روايات متعدّدى بنا نهاده شده است.(31) ضرورت تأمين لباس همسران تا آنجاست كه در چندين روايت آمده است در صورتى كه لباس مناسب توسّط شوهر تأمين نشود حاكم حق طلاق دادن زن را حتّى بدون رضايت شوهر دارد.(32)
«عورة» در لغت يعنى آنچه كه محافظت و پوشاندن آن لازم و ضرورى است. عرب به خانه اى كه حفاظ ندارد و درب و ديوار ايمنى ندارد عورة مى گويد.
در قرآن كريم آمده است «إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ»(33)
اين عبارت از زبان منافقين در مقام بهانه جويى براى عدم همراهى با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در جنگ آمده است. يعنى «خانه هايمان بدون حفاظ بوده و نيازمند نگهدارى است» لذا نمى توانيم به جنگ برويم.(34) از اين رو به شرمگاه مرد يا زن نيز كه پوشش آن ضرورى است، «عورة» مى گويند.
با اين تبيين روشن مى شود كه منظور از «النساء عورة» يعنى اينكه همه بدن زن نيازمند پوشش از نگاه نامحرمان است. حكمت آن نيز مشخص است چرا كه خلقت زن به گونه اى است كه تمام بدن او براى مرد جذاب است لذا همه بدن او نيازمند پوشش و حفاظت است.
«فاحبسوهن فى البيوت و استعينوا عليهن بالعرى» يعنى آنان را در خانه حبس كنيد و براى حبس آنها در خانه به عريان كردن آنها توسّل جوييد.
بى شك منظور از حبس و عريان كردن در اين عبارت زندانى كردن و لخت كردن زنان نيست چرا كه اين كار با مسلّمات و اصول و مبانى احكام فقهى و اخلاقى منافات دارد. پس منظور يك معناى كنايى است كه از استعمالات عرفى و به قرينه مقابله با ذيل روايت قابل برداشت است.
در استعمال عرفى در زبان محاوره اى خود ما نيز اين امر مشهود است. وقتى فرزند يا همسر لباس نو يا مد روز يا جديدى بخواهند مى گويد: هيچ لباسى نداريم.
در ذيل روايت آمده است «فان احداهن اذا كثرت ثيابها و احسنت زينتها اعجبها الخروج» يعنى زمانى كه لباس هايشان زياد مى شود و زينت هايشان نيكو مى گردد بر خروج از خانه حريص مى گردد.
اين عبارت نشان مى دهد كه:
اولاً، معناى كنايى از «عرى» لحاظ شده است يعنى لباس زياد و زيبا نداشته باشند نه اينكه عريان باشند.
ثانيا، حريص به خروج از خانه شدن اشاره به وجود اختيار و آزادى براى خروج از منزل است كه معناى مجازى و كنايى زندان و حبس در خانه است.
خلاصه آنكه در روايت به چند حقيقت در مورد زنان اشاره مى گردد.
1. تمام بدن زن براى مرد لذت بخش لذا نيازمند حفظ و پوشش است.
2. بهترين پوشش براى زن ماندن در خانه و خانه دارى است.
3. لباس و زينت فراوان زمينه تبرّج گرا و روحيه خودنمايى برخى زنان را تحريك مى كند و او را تهييج به خروج از منزل مى نمايد.
4. با كنترل لباس و زينت زنان زمينه خروج از خانه براى تبرّج و خودنمايى گرفته مى شود.
از طرفى چند حقيقت ديگر از مقابله با روايات و احكام مسلم فقهى قابل برداشت است:
1. اين روايت لباس ها و زيور آلات مورد نياز و در شأن زن را شامل نمى شود.
2. اين روايت در مقام لزوم حبس و عريان نگه داشتن همسران نيست.
3. روايت در مقام بيان تحقير زن نيست بلكه به طبع اوليه خودآرايى و خودنمايى زنان اشاره دارد كه بايستى با هدايت آن رنگ و بوى الهى بگيرد. چه بسيار زنان فرهيخته اى كه با خودسازى طبع تبرج گرى و زينت دوستى خود را فقط براى همسران خويش آشكار مى كنند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درباره ويژگى هاى خوب زنان مى فرمايد: «...عَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بِأَطْيَبِ طِيبِهَا وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابِهَا وَ تَزَيَّنَ بِأَحْسَنِ زِينَتِهَا»(35) «بر زن است كه به خوشبوترين عطرها معطر شود و نيكوترين لباس هايش و زيباترين زينت هايش را براى همسرش بپوشد»

تكليف زودهنگام دختران
پرسش 29 . چرا زنان شش سال زودتر از مردان مجبور به انجام نماز و روزه و ساير تكاليف شده اند؟ آيا اين ظلم در حق زنان نيست؟

توجه به اين نكته لازم است كه تشرّف به تكليف يكى از الطاف الهى و وجه تمايز بين انسان و ديگر مخلوقات است. انسان به لحاظ استعدادها و جايگاه ويژه اى كه نزد خداوند متعال دارد مورد خطاب و امر و نهى او قرار مى گيرد تا به واسطه عمل به دستورات الهى زمينه تكامل و سعادت ابدى را كسب كند. پس تكليف لطفى است كه خداوند در حق انسان نموده و از سوى ديگر احكام شرعى، آدمى را در چارچوب قوانين و نظم خاص قرار مى دهد و از آنجا كه دختران داراى روحيه لطيف هستند و مسئوليت آنها در نهاد پاك خانواده بسيار مهم است، لازم است مراقبت خانواده و دستورالعمل هاى الهى زودتر شامل حال آنان گردد. علاوه بر اينكه تحولات هورمونى و جنسى و حتى عاطفى و ذهنى در دختران زودهنگام تر است «بلوغ» را زمينه تشرّف به مقام عبوديّت دانست و اين توفيقى براى زن است كه زودتر از مرد شايستگى خطاب الهى را كسب مى كند. البتّه بايد قدر اين نعمت را دانست و شكر آن را به جاى آورد. شايد بدين جهت است كه برخى از بزرگان و علما، روز بلوغ شان را جشن مى گرفتند و امروزه نيز اين سنّت حسنه (جشن تكليف)، در كشور ما رونق بسزايى يافته است. بنابراين نه تنها در حق زنان ظلم نشده است، بلكه آنان مورد عنايت ويژه قرار گرفته اند. دين اسلام، عنايت خاصى نسبت به زن دارد كه او را زودتر از مرد، مشرّف به درگاه حضرت حق كرده است.
امام سجاد عليه السلام در «مناجات الذّاكرين» مى فرمايد: «يا من ذكره شرف»؛ «اى خدايى كه نام تو مايه شرافت است».
«زن ريحانه است و نياز به مراقبت سريع تر و بيشتر دارد. درست است كه باغبان هر انسانى خداوند است؛
«وَ اللّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً»(36)
منتها همان باغبان بهتر مى داند كه كدام گل را بهتر و زودتر از ديگر گل ها بايد حفظ كرد و كدام نهال را بايد بيشتر پذيرايى كرد. اين پذيرايى ويژه الهى نشانه عظمت زن است. وقتى زن عظمت خود را مى يابد كه بداند خداوند او را شش سال زودتر از مرد مى پذيرد. با اين بينش درمى يابيم كه نه تنها در اين مورد به زنان ظلمى نشده است، بلكه آنان مورد عنايت ويژه قرار گرفته اند»(37)

برترى پدر و پسر
پرسش 30 . چرا در اسلام حقّ تصرّف در اموال فرزند به پدر و قضاى نماز و روزه به پسر اختصاص دارد؟

در اين رابطه توجه به چند نكته ضرورى است:
1. حفظ نظام خانواده و استحكام آن مورد تأكيد اسلام است. طبيعى است مسئوليت مهم مديريت را نمى توان به يك نسبت به همه اعضاى خانواده واگذار كرد، چرا كه مسئوليت هاى حقوقى مشترك در يك جمع به نزاع و بى نظمى منجر خواهد شد، گزينش دو مدير براى يك پست نيز خطاى آشكار است، از همين رو، در نظام حقوقى اسلام، مرد با توجه به توانمندى هاى خاصى كه دارد به عنوان پدر خانواده داراى اقتدارى است كه ويژگى حقوقى رياست و مديريت بر عهده او نهاده شده است.
يكى از وظايف مهم ايشان مديريت بر اموال فرزندان است. البته لازم است كه «پدر» در اين امر مصلحت فرزند را در نظر بگيرد و اجازه ندارد كه هرگونه تصرّف خودخواهانه و ظالمانه داشته باشد.
2. واجب شدن قضاى نماز و روزه كه از پدر به واسطه بيمارى و يا فراموشى ترك شده، بر پسر ارشد على رغم كه در آن نوعى آموزش عملى، قدردانى و حق شناسى نسبت به بزرگترها نهفته است، در واقع يك نوع وظيفه تكليف است و امتيازى نيست، لذا در برابر اين تكليف، شارع حكيم، از دارايى پدر، لباس، انگشترى، شمشير و قرآن او را به پسر اختصاص داده است كه در فقه به آن «حبوه» مى گويند.
البته در هيچ روايت يا فتواى فقهى نيامده است كه دختران و زنان نمى توانند قضاى نماز و روزه پدر را انجام دهد تا گفته شود اين دستورات به معناى نفى شايستگى زنان است، بلكه برعكس به همه فرزندان خواه پسر يا دختر توصيه شده است كه براى پدر و مادر خيرات بفرستند و نماز و روزه آنها را به نحو قضا به جا آورند يا كسى را اجير كنند كه به جاى آنان انجام دهد. پس اين عنايت، توجّه و تخفيف اسلام نسبت به زن را مى رساند.

پی نوشت ها:
(1) شيخ صدوق، امالى، مجلس 40.
(2) حجرات 49، آيه 7.
(3) نهج البلاغه، حكمت 319.
(4) ميزان الحكمه، ج1، باب 538.
(5) عبداللّه جوادى آملى، زن در آينه جلال و جمال، ص 34 - 33.
(6) بحارالأنوار، ج97، ص47، ح34، باب55.
(7) تحريم 66، آيه 11.
(8) ر.ك: جوادى آملى، زن در آيينه جلال و جمال، صص142به بعد.
(9) حافظ اصبهانى، ذكر اخبار اصبهانى، ج 2، ص 30.
(10) وسائل الشيعه، ج 14، ص 19.
(11) حافظ اصبهانى، ذكر اخبار اصبهانى، ج 2، ص 30.
(12) من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 391 و 73 «و قال على عليه السلام لولا النساء لعبداللّه حقا حقا».
(13) من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 386، باب حب النساء.
(14) كافى، ج 5، ص 321، باب حب النساء، ح 1.
(15) روم 30، آيه 21 ؛ «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لاَياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»؛ «و از نشانه هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند».
(16) «ما تلذذ الناسُ فى الدُّنيا والاخِرَةِ بلدَةٍ أكثرَ لهُم من لدة النِّساء»؛ «در دنيا و آخرت هيچ چيز لذّت بخش تر از لذّتى كه از ناحيه زنان نصيب مردم مى شود نيست». الكافى، ج 5، ص 322، باب حب النسا، ح 10.
(17) وسائل الشيعه، ج 20، ص 25، ح 4، روايت از امام على عليه السلام.
(18) آل عمران 3، آيه 14 ؛ «زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»؛ «محبت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسب هاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند ولى) اينها (در صورتى كه هدف نهايى آدمى را تشكيل دهند) سرمايه زندگى پست (مادّى) است و سرانجام نيك (و زندگى والا و جاويدان) نزد خداست.
(19) «قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله اِنَّ اوَّلَ ما عُصبِىَ اللّه عزّ و جلَّ... حُبُّ النساءِ»؛ «محبت به زنان يكى از اولين چيزهايى است كه سبب معصيت خدا شد»
(20) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج74، ص53؛ كافى، ج 5، ص 517.
(21) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج100، ص 249.
(22) «النساء حبائل الشيطان»، (علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج100، ص 249.
(23) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج43، ص81.
(24) ر.ك: شهيد مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام.
(25) پاسخ مفصل تر به اين پرسش، در پرسش ها و پاسخ ها (دفتر سى و نهم)، نشر معارف، تحت عنوان اشتغال، حجاب و منع اختلاط با تبيين شهيد مطهرى نسبت به اين گونه احاديث آمده است.
(26) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج80، ص371، ح32.
(27) علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج80، ص371، ح31.
(28) همان، ج100، ص247، ح28.
(29) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج 14، ص 182.
(30) متقى هندى، كنزالعمال، ج 16، ص 372.
(31) براى مطالعه بيشتر ر.ك: وسائل الشيعه، ج 21، ص 515 به بعد ابواب النفقات.
(32) «رَواهُ الشَيّخُ بِاسنادِهِ عَن أحمَدَ بن مُحمَّدِ بن عيسى عَن مُحَمدِ بن سِنان عَن حَمّادِ بن عُثمانَ وَ خَلفِ بن حَمّاد عَنْ رِبعِىِّ بن عَبدِ اللّه وَالفُضَيلِ بن يَسَار عَنْ عاصِمِ بنِ حُمَيْدٍ عَنْ أبى بَصير يعنِى المُرادى قالَ سَمِعتُ أبا جعفر عليه السلام يَقول مَن كانَت عِندَهُ امْرَأةٌ فَلَم يَكْسُهَا مَا يُوارِى عَوْرَتَهَا وَ يُطْعِمْهَا مَا يُقيمُ صُلْبَهَا كانَ حَقّاً عَلى الاِمامِ أنْ يُفرِّقَ بَيْنَهُمَا»؛ همان، روايات 27714 تا 27726.
(33) احزاب 33، آيه 13.
(34) سيد حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، واژه «عورة».
(35) وسائل الشيعة، ج 20، ص 159.
(36) «و خداست كه شما را مانند گياهى از زمين مى روياند»، نوح (71، آيه 17).
(37) عبداللّه جوادى آملى، زن در آئينه جمال و جلال، صص 216 - 217.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br> </BR><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .