مرجع تقليد زن -مرجعيت زنان‏ -زنان و مرجعيت

چرا از بانوان كسى به درجه مرجعيت نرسيده است؟

بانوان به درجه اجتهاد مى رسند و چنين بانوانى در تاريخ بوده اند و هستند؛ اما مسئله مرجعيت يك تكليف مشقت بار اجتماعى است كه از عهده زنان برداشته شده است.
جهت توضيح بيشتر، توجه شما را به نكات ذيل جلب مى كنيم:
مسئله اجتهاد و تقليد، مرجعيت و فقاهت يكى از مباحث ارزشمند و سرنوشت ساز جامعه اسلامى است كه تداوم اصالت اسلام ناب محمدى صلى الله عليه وآله، و بقاى ارزش هاى اخلاقى، الهى و استقلال نظام اسلامى به آن بستگى كامل دارد. ضرورت نياز به مجتهدين و متخصصان كه به نيازها و پرسش هاى گوناگون جامعه پاسخ دهند بر كسى پوشيده نيست.

خطاب قرآن به مردان -خطابات قرآني

چرا خطابات قرآنى، عموماً به مردان است؟ آيا اين دليل بر برتر قراردادن مرد بر زن نيست؟

همان گونه كه روشن است هر زبانى، داراى ضوابط، قواعد و دستورات خاصى است. يكى از قواعد ادبى زبان عربى، كاربرد ضمير و صفات مذكّر و مؤنّث است كه داراى سه حالت است:
الف. اگر گفت وگو فقط درباره مردان باشد، صيغه «مذكّر» به كار مى رود.
ب. اگر سخن فقط درباره زنان باشد، صيغه «مؤنّث» به كار مى رود.
ج. اگر طرف محاوره هم مردان باشد و هم زنان، از صيغه «مذكّر» استفاده مى شود و اين به جهت «قاعده تغليب» در ادبيات است.
با توجّه به اين مقدّمه، انواع خطابات قرآنى در مورد زن و مرد به شرح زير قابل تبيين است:
1. در مواردى قرآن كريم با صراحت زن و مرد را در كنار يكديگر مورد خطاب قرار مى دهد:
1-1.

بشارت‏هاي قرآن -نعمت‏هاي بهشتي زنان

چرا نعمت هاى بهشتى بشارت هاى قرآن، غالباً به لفظ مذكّر آورده شده است؟ مگر خانم ها از نعمت هاى بهشتى محرومند؟

در پاسخ اين سؤال توجّه به دو نكته لازم است:
1. بشارت هاى قرآن براى ورود به بهشت به پرهيزكاران و صالحان است و فرقى بين زن و مرد نيست. البتّه ضميرهاى خطاب مذكّر قرآن، بيش از مؤنث است واين مربوط به ادبيات عرب و بسيارى از كشورها و اقوام است كه با صيغه هاى مذكّر، خطاب هاى عموميشان را بيان مى كنند. براى مثال هنگام سلام مى گويند: «سلام عليكم»؛ در حالى كه ممكن است در مجلس چند مرد و چند زن حاضر باشند و گفته نمى شود: «و سلامٌ عليكُنَّ». حتى اگر چند زن هم باشند، با ضمير «كُم» سلام مى كنند.

پاداش زنان بهشتي -زنان در بهشت -حوريان بهشتي -حورالعين

آيا براى زنان نيز همسران بهشتى (حورالعين) وجود دارد؟

واژه «حور» بنا بر يكى از ريشه هاى لغت «حورٌ عين» به معناى زيبايى سياه چشمان است براى آگاهى بيشتر ر.ك: حسن مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن، ج 2، ص 335. و در مجمع البيان آمده: «حور» جمع «حوراء» و آن به معناى زن سفيد بدن و سيمين تن است و «عين» جمع «عيناء» و آن زنى است كه حدقه چشمش بزرگ باشد كه سبب زيبايى بيشتر است». ر.ك: قاموس قرآن، ج 2، ص 193.
علامه طباطبايى و گروهى بر اين عقيده اند كه: مراد از حور «طايفه مؤنث» است، نه طايفه مذكّر ترجمه الميزان، ج 18، ص 240 و ج 19، ص 223 و 247..
اما آيةاللَّه مكارم شيرازى و برخى ديگر مدعى اند: حورالعين مى تواند مذكّر هم باشد پيام قرآن، ج 6،

مديريت مرد در خانه -نساء، آيه 34

در آيه A}«الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ...»{A؛V} نساء (4)، آيه 34 ؛ «مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برترى هايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و به خاطر انفاق هايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى كنند...)».{V قيموميت و سرپرستى زنان به مردان واگذار شده! چرا زنان اين قدر بى ارزش انگاشته شده اند؟

قبل از هر چيز بايد توجه داشت مردان قيموميت زنان (به معناى مصطلح فقهى و حقوقى) را بر عهده ندارند بلكه مديريت و رياست خانواده با آنان است.

ترجيح پسر بر دختر

چرا در قرآن پسر بر دختر ترجيح داده شده است؟ مثلاً در آيات مختلف از انتساب دختران به خدا نكوهش شده است و مى فرمايد چطور شما پسران را براى خود اختصاص مى دهيد و دختران را به خدا نسبت مى دهيد؟ از جمله در سوره نحل از داشتن دختر بسيار خشمگين مى شود و به مشركان عرب مى گويد: «اگر دختر خوب است، چرا شما از داشتن آن ننگ داريد و وقتى به يكى از شما خبر تولد دختر را بدهند در هم مى ريزيد و يا روى او سياه مى شود. آيا براى خدا دختر و براى خودتان پسر را برمى گزينيد»؟

واقعيّت آن است كه در نگاه نخست، بعضى از آيات قرآن موهم برترى مرد بر زن است. از پاره اى از آيه هاى قرآنى از جمله: نحل (16)، آيات 57-59 و 62؛ صافات (37)، آيات 149-157؛ زخرف (43)، آيات 16-19؛ طور (52)، آيه 39 و نجم (53)، آيات 22-21. چنين توهّمى مى شود. مثلاً در آيات 21 و 22 سوره نجم مى فرمايد:
«أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى . تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى »؛
«آيا پسر خاص شما است و دختر خاص او (خداوند)؛ اين قسمتى ظالمانه است».
اما حقيقت آن است اين توهّم ناشى از عدم آشنايى با نحوه مقابله قرآن با مشركان است.

تعداد زنان برگزيده

چرا در بعضى روايات آمده است: خداوند فقط چهار زن را برگزيده است! آيا اين تحقير زنان ديگر نيست؟!

در برخى روايات، چهار نفر از زنان شايسته را ياد كرده است. عبداللَّه جوادى آملى، زن در آينه جلال و جمال، ص 34 - 33. امّا از ديگران نفى كمال نشده است. «انّ اللَّه تبارك و تعالى اختار من الكلام اربعة و من الملائكة اربعة و من الأنبياء اربعة و من الصادقين اربعة و من الشهداء اربعة و من النّساء اربعة و من الأيّام اربعة و من البقاع اربعاً...

حديث «لولا النساء لدخل..-زن و بهشت مردان

در حديث آمده: اگر زن نبود، مرد به بهشت مى رفت. آيا اين حديث درست است؟

متن روايت چنين است:
پيامبرصلى الله عليه وآله: «لولا النّساء لدخل الرّجال الجنّة»؛ حافظ اصبهانى، ذكر اخبار اصبهانى، ج 2، ص 30.؛ «اگر زنان نبودند مردان وارد بهشت مى شدند».
و در روايتى ديگر از على عليه السلام آمده: «لولا النّساء لعبد اللَّه حقّاً حقّاً»؛ وسائل الشيعه، ج 14، ص 19.؛ «اگر زنان نبودند خداوند آن گونه كه شايسته بود پرستش مى شد».
مجموع اين گونه روايات نوعى هشدار به مردان است براى دقت در برخورد با زنان و كنترل هواهاى نفسانى خويشتن، به طورى كه سرگرم شدن به زنان موجب نشود از كسب ثواب و اعمال صالح باز بمانند، در واقع اين روايات بيان نقطه ضعف مردان است نه نقطه ضعف زن

ديه قطع انگشت زن -قياس در ديه

با توجه به اينكه بين زن و مرد در ديه انگشتان تا 3 انگشت تفاوتى بين زن و مرد نيست، چرا در 4 انگشت تفاوت قائل شده اند؟

گاهى اين سؤال به طور جدّى مطرح مى شود كه چرا براى قطع سه انگشت زن، به اندازه سه انگشت مرد، ديه تعيين شده است ولى براى چهار انگشت، ديه آن برابر با قطع دو انگشت مرد مى شود، از اين رو «ابان بن تغلب» كه از فقهاء مطرح و پُرآوازه و راوى اين روايت است تعجّب كرده، اظهار مى دارد در كوفه اين حكم را براى ما نقل كردند ما آن را نپذيرفتيم و حكمى شيطانى مى پنداشتيم.
امام صادق عليه السلام فرمودند: «مهلاً يا ابان» أبان بن تغلب اين قدر تند نرو، كمى تأمل كن، احكام الهى تعبدى است كه با عقل بشرى به خاطر محدوديت هاى آن نمى توان به همه ابعاد و زوايا و عمق مصالح نهفته در آن پى برد.

اشتغال‏ زنان -حجاب و محدوديت -حضور اجتماعي زنان

ديدگاه اسلام درباره اشتغال زن چيست؟ آيا حجاب اسلامى مانع جدى اشتغال و عامل ركود فعاليت هاى اجتماعى زنان نيست؟ اشتغال زنان در جامعه امروزى با نقش مادرى زنان و نيز با توصيه حضرت زهرا(س) مبنى بر منع اختلاط چگونه سازگار است؟

بريا بيان پاسخ صحيح براساس اسلام ناب و پرهيز از افراط و تفريط به ديدگاه استاد شهيد آيةاللَّه مطهرى در تبيين حق حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان اشاره مى كنيم. عصاره بيان ايشان در كتاب نظام حقوقى زن در اسلام چنين است:
الف. حق اشتغال
اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلق به زن تصرف كند.